آخرین ارسال های انجمن




صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #1


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال

    دنیا ماوراء { آتـلانتـیس }

    سلام به تمام رفقای گل
    این پست دنباله داره و آپدیت میشه قراره تو این پست هر چیزی که به افسانه ، ماورا ، وکلا چیزای ترسناک مربوط میشه قرار بگیره

    اما عرض کنم که این مطالب فقط جهت سرگرمی بوده راست و دروغش هم نمیدونم واین مطالب هم از وب جمع آوری شده

    {درست مث زمانهایی که یهو با چندتا از رفقا تنها میشین و واسه هم داستانهای ترسناک و تجربیاتتون تعریف میکنین}

    گرچه سحر و جادو واقعيت دارد چنين نيست كه هر كس ادعا كند ادعاى او پذيرفته باشد.


    اكثر كسانى كه به اين امور مى‏پردازند كلاه بردارانى هستند كه از اين طريق قصد اخاذى و پر كردن جيب خود را دارند.

    قرآن در آيات زيادى، به موارد :

    خارق عادت ؛ (همچون معجزات پيامبران؛ استجابت دعا (مؤمن، آيه 60)؛

    تأثير سحر و جادو (بقره، آيه 102)

    و چشم زخم (قلم، آيه 51) اشاره مى‏كند.

    اينكه خداوند به اين امور اشاره مى‏كند، نشانگر اين است كه اينها امور واقعى است ولى غيرعادى‏اند.


    دانشمندان اسلامى، معتقداند:

    اين امور به اراده فاعل (اراده‏اى كه از شعور غيرمادى انسانى سرچشمه مى‏گيرد) بستگى دارد.

    از اين رو، وقوع اين امور، خارج از حوزه علت و معلول به شمار نمى‏آيد. بنابراين ميزان تأثير آنها، وابسته به قدرت اراده فاعلى آن است.

    هرگاه اراده فاعل، قوى و متكى بر اراده الهى باشد، آن كار غير قابل شكست خواهد بود. (مثل معجزه)،

    اما هر وقت در راه شرّ باشد و پشتوانه‏اى غيرالهى داشته باشد، در مقابل اراده قوى و محكم، شكست خواهد خورد (مانند سحر و چشم زخم و...) .


    ولی بطور کلی همان گونه كه هر كسى نمى‏تواند ادعاى طبابت كند سحر كردن نيز كار هر كسی نيست ولى اگر بر فرض موردى پيدا شد كه سحرى در كار بود راه‏هايى براى بطلان آن وجود دارد :

    1- استعاذه به خداوند و خواندن سوره‏هاى فلق و ناس.

    2- خواندن و نوشتن آيات 75 تا 82 سوره يونس.

    3- دعا وتضرع به درگاه خداوند.

    4- درخواست دعا از اولياى واقعى خداوند و علما.


    اگر كسى خواهان دعاست بايد با زبان خويش و با كمال توجه به مفاهيم و مضامين آن به درگاه خداوند دعا كند
    و از او حوائج خويش را طلب نمايد نه اينكه شيادى براى او چيزهايى بر روى كاغذ بنويسداز مسایلی که شاخه ها و شعبه های بسیار دارد مساله جادوست که درباره واقعی بودن یا خیالی بودن آن اختلاف نظر شده است .
    فقها و علما مساله جادو و سحر را در کتب فقهی در ذیل بحث تجارة و مکاسب محرمه مطرح کرده اند.

    جناب شهید ثانی در کتاب شریف روضةالبهیه فی شرح لمعة الدمشقیة دربخش کتاب التجاره آورده است که:



    والحق ان له اثراً حقیقیاً

    حق و حقیقت آن استکه سحر اثری حقیقی دارد
    در آیات و روایات فراوانی هم به مساله سحر اشاره شده همچون:
    داستان ساحران فرعون و حضرت موسی و یا داستان دو ملک هاروت و ماروت که بخاطر زیاد شدن سحر و جادو در زمان حضرت سلیمان برای نجات مردم به سوی آنها فرستاده شدند (بقره/102) و یا سوره فلق که همگی تقریباً بلدیم : و من شر النفثت فی العقد که اشاره به نوعی از سحر است

    پس بر اساس آیات قرآن سحر و جادو واقعیت داشته و در این عالم وجود دارد همچون سایر قواعد و قوانینی که خداوند در این عالم قرار داده البته باید دانست که سحر جادو و دارای محدودیت های بسیاری است که در شرایط خاص واقع می شود وآنچه که امروزه مردم از موارد سحر گمان می کنند جز خیال چیز دیگری نیست. برای آگاهی بیشتر می توانید به بحارالانوار مجلسی ج59 ص277 مراجعه کنید علامه مجلسی در آنجا به طور مفصل درباره اقسام سحر و جادو صحبت کرده اند. که بخاطر اختصار ، مطالب ایشان را نمیاوریم.

    در شریعت اسلامی جادوگری عملی حرام است و شیخ الفقها و المجتهدین شیخ انصاری در کتاب شریف مکاسب می فرماید:


    السحر فهو حرام بلا خلاف بل هو ضروری

    سحر بی هیچ اختلافی حرام است بلکه حرمت آن ضرورت دین است(یعنی عمل کننده به آن از دین خارج است)


    تعلیم و تعلم سحر و جادو نیز حرام دانسته شده است

    در روایات بسیاری از این عمل نهی شده و حد آن قتل است برای ساحر مسلمان و او کشته می شود مگر آنکه قبل از حد توبه کند (شرح لمعه کتاب حدود)
    در روایت آمده:
    قال (امام صادق) علیه السلام : المنجم کالکاهن و الکاهن کالساحر و الساحر کالکافر و الکافر فی النار.
    وسایل الشیعه ج17ص 143




    منجم(پیشگو از روی ستارگان) مانند کاهن (پیشگویی از روی تسخیر کردن اجنه) است و کاهن همچون ساحر و ساحر مثل کافر است و کافر در آتش.



    و درباره راه مقابله با آن باید از ادعیه ماثوره(ادعیه ای که از طرف اهل البیت به ما رسیده) استفاده نمود و همچنین آیات قرآن همچون سوره های معوذتین(ناس و فلق)
    وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَـكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ [البقرة : 102]
    منبع : وب

    نقل قول ازدوست خوبمون Baltazar


    نقل قول نوشته اصلی توسط BALTAZAR نمایش پست ها

    هر کسی که سحر و جادو رو تمرین میکنه تا جائی که من با یا ساحر رابطه داشتم فهمیدم که این ها. چون خیلی زیاد به مغزشون فشار میارن!!
    خیلی زیاد. یاعث یه سری تغیرات در درونشون میشه. این افراد که از جادوی قدیمی پیروی نمیکنن و جادوگر مدرن خوانده میشن همه چیزو با تجسم برا خودشون فراهم میکنن/حتی طلسم هاشونم با تجسم انجام میدن(منظورم از تجسم اینه که چیزی رو که میخوان با چشمان بسته با همون کیفییت که در واقعییت میبینن/میبینن!دقیقا همونو.
    این افراد بعد از اینکه مدت زیادی جادو رو کار کنن(خدانکنه استعدادی تو جادو داشته باشن) چون خیلی چیزا رو که ما مردم عادی نمیبینیم میبینن . و با اون چیزا ارتباط بر قرار میکنن/کلا ذهنیتشون هم عوض میشه.
    این افراد یا انجام کار هایی که کارمای(کارما یه نوع قانونه) به خودشون صدمه میزنن من شاهد درد کشیدن های خیلی زیادشون بودم طوری که گریه میکننو دردشون هم با هیچ مسکنی خوب نمیشه.


    اما افرادی هم هستن که بهشون صوفی گفته میشه:اینها افرادی هستن که با دعا و نماز و ... به خدا نزدیک تر میشن.کل زندگیشونو ول میکنن و به نماز و خدا میرسن) اینها امثاشون هم تو جامعه بوده مثلا آیت الله بهجت.

    افرادی هم هستن که نه صوفی هستن نه جادوگر نه معمولی مثله من و شما ها.


    این ها افرادی هستن که به نظر من هم از این دنیا خوبی میبینن و هم از اون دنیا.
    این افراد با استفاده از قدرت هایی که خدا در درون همه نهاده استفاده میکنن تا زندگی بهتری داشته باشن. مثلا قدرت شهود-چاکراها-روح(کالبد اختری).احساسات واقعای- انرژی های مثبت و منفی-ارتباط با فرشته شخصی!!
    پس بهتره با وارد شدن به این فرقه ها خودمون رو گمراه نکنیم
    تو این دنیا همه چیز با مبناس
    همه چیز مراسم جادوئی هستش. از نماز گرفته تا احضار لوسیفر-همه چیز مراسم هستش-
    پس بیاید با انتخاب درست مراسم هامون به زندگیمون هم خوبی بدیم!
    من و خانوادم الان به خاطر اینکه داداش خودم وارد دنیایه جادو شد به کلی در عذاب هستیم.الان چند روزه رفته و نه گوشیشو جواب میده نه خبری میده. سر یه مشکل کوچیک خیلی بلاها داره سرمون میاد





    و در نهایت این ها همه راهی هستن برای نزدیک تر شدن به خدا دست خودمونه کدوم رو انتخاب کنیم
    ویرایش توسط Im.LegenD : 16th September 2013 در ساعت 20:53





  2. 15 کاربر مقابل از Im.LegenD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    333100 (11th November 2012),AmirHosein-2 (10th November 2012),Amir_potter (10th November 2012),ARN15 (17th September 2013),BALTAZAR (17th November 2012),edenson (11th September 2013),mhs (17th November 2012),mohsen1373 (11th November 2012),mojtaba3624 (10th September 2013),raminhoo (10th November 2012),SaeeD-Mj (10th November 2012),setareh_star (10th September 2013),sh_boy28 (2nd December 2012),Supernatural (15th April 2012),sushiyanat (1st December 2012)

  3. #11


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال

    شهر سوخته كجاست ؟ اين مردم موفق و دانا چه كساني بودند ؟ اينان چرا و چگونه همگي يكشب در آتش سوختند ؟؟ مردم شهر سوخته در 3 هزار سال پيش چگونه به اين همه علم و پيشترفت رسيده بودند ؟؟ آيا علم آنان از خارج از كره زمين به آنها آموزش داده شده بود ؟؟


    آيا مردم شهر سوخته با موجودات فضايي در ارتباط بودند ؟؟


    اينها سوالاتي است كه باستان شناسان طي سالها تحقيق هنوز به نتيجه اي نرسيدند و نمي دانند مردم اين شهر عظيم و مدرن و پيشترفته در 3000 سال پيش از كجا آمده بودند و چگونه به اين همه علم و دانش رسيده بودند و چگونه طي يك شب همگي در آتش سوختند و نابود شدند ؟؟!!!!!!


    مقاله زير تفسير و توضيحي علميست در مورد تمدن شهر سوخته در سيستان و زابل شهر دليران و سرمين رستم و سهراب و تاريخ بزرگ بشريشهر سوخته در ساحل رودخانه ی هیلمند و ۵۶ کیلومتری شهر باستانی زابل قرار دارد.شهری که نقش بسیار مهمی در ایران باستان داشته است.زادگاه رستم و پهلوانان نامی ایران زمین.اگرچه امروز بخش اعظم تمدن ایران باستان و رودخانه ی هیلمند در کشورهای پاکستان و افغانستان قرار گرفته است.

    سیستان جایی است که توانست تا قرنها خصلت مرد پروری خود را حفظ کند و در سده های نزدیک به مولف تاریخ سیستان عیاران و جوانمردانی چون یعقوب لیث بپرورد .


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    تصاويري از بقاياي شهر سوخته بهشت باستان شناسان در سيستان سرزمين شگفتيها و مهد دليران

    محل قرار گرفتن خانه ها و ديوار هاي شهردر تصوير فوق مشخص شده است .

    شهر سوخته از نظر زمانی هم زمان با تمدن سومر در بین النهرین و تمدنهای هاراپا و موهنجودارو در شمال غربی پاکستان بوده است . بسیاری از باستان شناسان معتقدند که مردم این ناحیه از همان نژاد سومر یا آنوناکی بوده اند که از سیاره ی نیبیرو به زمین آمده بودند. شباهت مجسمه های یافت شده با آنچه که در هاراپا وموهنجودارو وجود دارد این نظریه را اثبات می کند علاوه بر اینکه ابزارها و علوم پیشرفته ای که در شهر سوخته وجود دارد حکایت از شهری بزرگ و تجاری در ۶۰۰۰ سال پیش می کند.


    نژاد و زبان مردم شهر سوخته :
    علی رغم پیدا کردن بیش از ۴۰۰۰۰ اسکلت در گورستانهای این شهر هیچ کس موفق به شناسایی نژاد مردمی که در این ناحیه می زیستند نشده است.

    همین مشکل در خصوص شهرهای باستانی هاراپا و موهنجودارو نیز وجود دارد و در نتیجه باستانشناسان را به این باور سوق داده است که مردم از همان نژاد ناشناس سومری بوده اند که به مناطق خوش آب و هوای زمین در کنار رودخانه های عظیم کوچ می کردند و با یکدیگر ارتباطاط تجاری می داشته اند.علاوه بر این جثه ی عظیم اسکلتها پس از پوسیده شدن در طول ۶۰۰۰ سال باز هم این باور را تقویت می کند که پهلوانان عظیم الجثه ی ایران باستان همچون گیو – گودرز – گرشاسب – سام و نریمان و رستم از همان نژاد بوده یا دورگه بوده اند


    در اسكلت هاي كشف شده افرادي با بلندي قد بين 3 تا 4 متر نيز كشف شده است . يكي از بزرگترين اسكلتهاي كشف شده در جهان در شهر سوخته كشف شده كه متعلق به يك مردي بين 35 تا 40 ساله است كه دقيقا» 5 متر و بيست و يك سانتي متر قد داشته كه اين بلند ترين اسكلت ديده شده در عصر باستان است.؟؟!!!!؟

    زبان مردم شهر سوخته و به طور کلی مردم نواحی بلوچستان و زابلستان باستان نا شناس باقی مانده و کسی قادر به رمز گشایی نوشته ها و مهرهای کشف شده نیست.اما آنچه مسلم و قابل اثبات است این است که زبان پهلوی و زبان اوستایی از جمله زبانهایی بوده اند که توسط برخی قبایل و سلسله های باستان تکلم می شده اند و همچنان امروز به ما رسیده اند.(


    تجارت:شهر سوخته(ایران باستان) به کشورهایی همچون سومر -هاراپا- موهمجودارو و مصر وسایل صنعتی و جواهرات و وسایل تزیینی صادر می کرده است.لینک زیر یک وسیله ی تزیینی را نشان می دهد که در شهر اور ( عراق) در سومر باستان پیدا شده است و از شهر سوخته به سومر صادر شده بوده است.


    دین مردم شهر سوخته :به غیر از تعدادی مجسمه ی بت مانند از خدایان مونث و چند پیکره ی مرد که گمان می رود طبقه ی روحانی را نشان دهد علائم دیگری یافت نشده که بتوان دین اصلی مردم را مشخص کرد . اما در جدیدترین کاوشها ساختمان یک معبد بسیار بسیار بزرگ کشف شده است که به زودی پاسخ به این سوال را خواهد داد.منبع را ببینید


    قربانی کردن انسان:در قبرستانهای شهر سوخته اجسادی پیدا شده است که نشان می دهد آنها طی مراسمی قربانی شده بودند، در یکی از قبرها ۱۳ سر قطع شده به صورت دایره وار و به همراه هدایا و وسایل تزیینی پیدا شده است که نشان از نوعی مراسم مذهبی دارد. همچنین در چند قبر دیگر اسکلتهایی یافت شده که جمجمه ی آنها در بین پاها و جدا از بدن قرار گرفته.از آنجا که این اجساد با احترام و به همراه هدایا دفن شده اند احتمال قتل و یا شکنجه وجود ندارد بنابراین می توان آن را قربانی تلقی کرد


    آب و فاضلاب :سراسر شهر سوخته دارای سیستم پیشرفته ای برای انتقال آب به منازل و سطح شهر است و جنس لوله ها از سفال خاصی است.چيزي كه در تمدنهاي بسيار پيشترفته مانند عيلاميها و هخامنشيان مي بينيم و از يك قوم كوچك بسيار بعيد است كه اينقدر به مسئله بهداشت و تامين مصرف مردم و ساكنين اهميت مي دادند.؟؟!!!؟


    شهر سوخته در منطقه ای کاملا غیر زلزله خیز ( حتی تا امروز) بنا شده ( درست مانند تمدنهای سومر-مصر و دره ی سند ). به این دلیل سوخته خوانده می شود که ۲ بار به طور کامل سوخته شده اما باز ساخته شده است و ناگهان بدون هیچ نشانی در ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد تخلیه شده است. دقیقا هم زمان با نا پدید شدن تمدن های دری ه سند( یعنی هاراپا و موهمجو دارو ) .


    طبق کتیبه های آشور باستان این دقیقا همان تاریخی است که آنوناکی ناگهان زمین را ترک کردند . دلیل این خروج ناگهانی در کتب عهد عتیق و متون باستان تغییر ناگهانی آب و هوای زمین از مرطوب به خشک بوده است . تمامی مناطقی که این تمدنها در آن به وجود آمده بود به دلیل تغییر مدار زمین گرم و خشک شدند و این موجودات (آنوناکی) برای حیات به محیطی بسیار سبز و مرطوب نیاز داشته اند. از این رو ناگهانی ناپدید می شوند اما انسانهای دو رگه که از آمیزش آنوناکی و مردم زمین به وجود آمده بودند در زمین باقی ماندند که احتمالا همین انسانها سلسله های مشهور و پادشاهان و پهلوانان را تشکیل می داده اند


    بهر حال اين منطقه و تمدن اعجاب انگيزچيزي حدود 4500 سال پيش بر اثر يك آتش سوزي عظيم ، انقدر عظيم كه نمي توانسته كار حمله احتمالي قومي به اين منطقه باشد اين شهر را از بيم برده است . اين آتش سوزي مي تواند آتش سوزيهاي عظيم ناشي از گرم شدن زمين ، يك جنگ ويرانگر ، و يا صاعقه هاي بزرگي بوده كه توانسته شبانه و طي چند روز يك شهر را كاملا» تبديل به خاكستر بنمايد …
    شهر سوخته به علت رمزها و رازهاي بسيار بهشت باستان شناسان معرفي شده و هر روز چيز تازه اي براي كشف شدن دارد…اينان چه كساني بودند ؟؟!!!؟


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    اسكلت كامل پيدا شده از يك د..خ..ت..ر 14 ساله كه مورد جراحي مغز قرار گرقته است…چهره اين د..خ..ت..ر توسط اندام شناسان باستان شناس در تصوير فوق باز سازي شده است .


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    محل كشف اسكلتهاي مورد جراحي قرار گرفته به همراه وسايل زينتي و چند كوزه


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    پزشکی پيشترفته مردم شهر سوخته و احتمال روابط آنها با موجوداتي غير زميني و مدرن :

    اگرچه تاکنون نشانی از سفینه های این مردم یافت نشده !!!

    و يا مداركي دال بر ارتباط اين مردم با موجودات فضايي !! ( اگر هم یافت شود به من و شما گزارش نمی دهند ! ) جالب است دلايلي را كه باستانشناسان رابطه اين مردم را با موجوداتي پيشترفته و يا شايد غير زميني رد نمي كنند و بر پايه يك فرضيه وجود افرادي پيشترفته در كره زمين را ممكن مي دانند را بدانيد :


    اولا: تعداد محدودي اسكلت در شهر سوخته كشف شده كه جمجمه ها و اعضاي بدن آنها اصلا» شباهتي به انسان كامل ندارد و بيشتر شبيه موجوداتي انسان نما مي باشد.
    اين اسكلت ها از نظر ظاهر و فيزيك كاملا» با اسكلت يك انسان متفاوت بوده و درست شبيه و نقاشيهاي موجود از موجودات فضايي است !!؟؟


    دوما» : علم و پيشترفت تكنولوژي اين قوم كوچك در 5 هزار سال پيش آنقدر مدرن و امروزي بوده كه باستانشناسان حتي در دوران هاي بعدي تاريخي مانند دوران با عظمت هخامنشيان كه ايرانيان به علومي مانند پزشكي ، ستاره شناسي و ديگر علوم آشنايي داشتند ديده نشده است . مثلا» عمل جراحي بسيار ظريف معز يك زن كه شما در تصاوير فوق مشاهده مي كنيد…بسيار جاي تعمق و تعمل دارد!!! چرا كه ما حتي در دوران ساساني كه دانشگاه علوم پزشكي در جندي شاپور (دزفول كنوني ) داشتيم همچين پيتشرفتهايي در علم پزشكي نكرده بوديم و گزارشاتي مبني بر جراحي مغز و يا جراحي چشم و يا ساخت چشم مصنوعي نداشتيم.

    تعجب باستانشناسان و مورخين به اين خاطر است که در ۵۰۰۰ سال قبل از میلاد جراحی مغز و کار گذاشتن چشم مصنوعی انجام می شده است.تصويري كه در اين صفحه مي بينيد، جمجمه ی د..خ..ت..ری ۱۴ ساله را نشان می دهد که به دلیل بیماری مغزی جراحی شده بوده است. پیش از این تصور میشد که تنها مصر باستان دست به جراحی می زدند (بر اسای نوشته های پزشك مخصوص فرعون ،سینوحه پزشک مصری). .


    همچنین این لینک اسکلت زنی ۳۵ ساله را نشان می دهد که از چشم مصنوعی استفاده می کرده . جنس این کره ی چشم نا مشخص است و توسط تارهای بسیار باریکی از طلا به عصبهای چشم متصل شده بوده است.


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    اسكلت پيدا شده در شهر سوخته


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    كشف اسكلت يك زن متعلق به حدود 4 هزار سال پيش كه يك چشم وي مصنوعي بوده و مورد جراحي بسيار عجيب و ظريف و پيشترفته قرار گرفته است.


    كشف چشم مصنوعي به گزارش استاد سجادي :
    مطالعات اوليه نشان داده اند که چشم چپ زن تنومند مدفون در قبر شماره 6705 مصنوعي بوده است .سن اين زن بين 25 تا 30 سال تخمين زده شده است .بررسي بيشتر توسط پزشكان مشخص نمود كه زير تاق ابروي زن مذکو آثار آبسه و چركي و جراحي داشته است .به علت طول زمان زيادي كه بخش زيرين چشم مصنوعي با پلك چشم در تماس بوده آثار ارگانيكي پلك چشم بر روي پروتز مصنوعي مشخص است .جنس اين چشم مصنوعي يا پروتز كاملا» هنوز مشخص نگرديده است اما به نظر مي رسد از جنس قير طبيعي با مخلوط يك نوع چربي حيواني درست شده است . وسط اين پروتز خالي است كه چشم از داخل آن پيدا بوده است .بدنه چشم مصنوعي با نوعي مفتول طلايي احاطه گرديده و توسط 2 سوراخ موازي به چشم اين زن پيوند زده شده بودند.نقشي كه در روي اين چشم مصنوعي طراحي شده دقيقا» شبيه به مويرگهاي ريز داخل چشم انسان مي باشد. ضمنا» به همراه اسكلت اين زن عجيب تعدادي لوازم مانند : يك كيسه چرمي ، يك آينه مفرغي ، وتعدادي مهر هاي تزئيني و تعدادي ظروف سفالي كشف شده است.زمان فوت و درگذشت اين زن با استفاده از كربن 14 و مطالعات آزمايشگاهي حدود 3هزار سال قبل از ميلاد مسيح تائيد شده است.


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    تصوير بازسازي شده چهره زني كه با يك چشم مصنوعي در 4 هزار سال پيش زندگي مي كرده و توسط پزشكان آن دوره مورد جراحي زيبايي و بازسازي قرار گرفته است.


    زنان شهر سوخته :تازه ترين يافته های باستان شناسان در گورهای شهرسوخته حاکی از اين است که زنان شهر سوخته لباس های زيبايی شبيه به ساری می پوشيدند. و به آرايش و زيورآلات قيمتی اهميت می داده اند.


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    پروتز يا چشم مصنوعي كه در داخل جمجه يك اسكلت زن در 4 هزار سال كه به تازگي كشف گرديد و جهانيان را شگفت زده كرد؟؟!!؟؟
    اين پروتز و محلهاي بخيه بر روي آن ديرينه شناسان را با پزشكاني متبحر و عجيب مواجه كرده
    كه اين قوم ناشناخته وعجيب ولي پيشترفته در 4 هزار سال پيش در كشور ايران چگونه مي توانشتند عملهاي جراحي به اين ظرافت و دقت انجام بدهند؟!!؟


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    يكي ديگر از عجايب شهر سوخته :؟؟!!!؟
    يك اسكلت كشف شده كه مورد جراحي مغز قرار گرفته است. با كشف اين اثر پيشينه پزشكي در ايران به بيش از 4000 سال مي رسد. جراحي مغز به اين شكل هنوز در هيچ جايي از كره زمين با ساده ترين وسايل موجود و بدون تجهيزات اتاق عمل ديده نشده است ؟؟!!!؟؟!!؟


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    تاس هاي بازي كشف شده به همراه تخته نرد در شهر سوخته!!؟؟ نكته جالب اينكه اولا» چه تفكر عظيم و پويايي در اين مردم وجود داشته و دوم اينكه چقدر شبيه با وسايل امروزي است؟!!؟؟


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    وسيله اي بازي شبيه به تخته نرد كه داراي تاس و مهره هايي شبيه به تخته نرد امروزي بوده است.

    گزارش استاد سجادي باستانشناس ايراني از كشف تخت نرد باستاني :

    به تازگی از گور باستانی موسوم به شماره ۷۶۱ قديمی ترين تخت نرد جهان به همراه ۶۰ مهره آن
    در شهر سوخته کشف شد، بسيار قديمی تر از تخت نردی که در گورستان سلطنتی اور در بين النهرين کشف شده بود.
    آقای سجادی گفته که اين تخت نرد از چوب آبنوس و به شکل مستطيل است. چون آبنوس در سيستان و بلوچستان نمی روئيده و مشخص است که از هند وارد شده است.
    روی اين تخت نرد، ماری که ۲۰ بار به دور خود حلقه زده و دمش را در دهان گرفته، نقش بسته است.

    به نظر می رسد که چنين طرحی هم به موضوع های فرهنگی و فلسفی هند مربوط باشد، چرا که چنين علامتی در فرهنگ هند به معنی مرکز انرژی های حياتی در بدن انسان است.
    اين تخت نرد ۲۰ خانه بازی و ۶۰ مهره دارد. مهره ها که در يک ظرف سفالی در کنار تخت نرد قرار داشتند از سنگ های رايج در شهر سوخته يعنی از لاجورد، عقيق و فيروزه است.
    به نظر آقای سجادی اين تخت نرد ۱۰۰ تا ۲۰۰ سال قديمی تر از تخت نرد بين النهرين است و به همين دليل او فکر می کند اين بازی از شهر سوخته به تمدن بين النهرين رفته است. گروه تحقيق و کاوش هنوز روش بازی با اين تخت نرد را نيافته است


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    خاكستر جسد يك انسان 3 هزار ساله در شهر سوخته كه در هنگام آتش سوزي در هنگام نيايش و يا خواب بسر مي برده است.


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    كشف يك گور قديمي در شهر سوخته متعلق به يك زن و شوهر . اينان مدتي قبل از آتش سوزي و نابودي هميشگي شهر سوخته از دنيا رفته بودند. جالب است بدانيد هنوز دستبند و زيور آلات زن به همراه اسكلت مشخص بود و با نگاه اول مشخص مي شد كه كدام زن و كدام مرد هستند…سن تقريبي اين دو حدود 30 سال بوده و چنان عاشقانه در بغل و كنار يكديگر بخاك سپرده شدند كه گويي در آن دنيا نيز با يكديگر خواهند بود.
    در كنار آنها مقداري غذا و لوازم مورد نياز در آن دنيا برايشان گذاشته شده ؟!!


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    يك نمونه مهر ، كشف شده در شهر سوخته .
    اين مهرها كه جهت شناسايي افراد مهم ،يا حكومتي و يا براي شناخت تجار معروف در طول تاريخ استفاده مي شده است . تا كنون اين مهر ها بيشتر در حفاريهاي دوران هخامنشي كشف گرديده بود .
    اين مهر ها براي فرمان هاي حكومتي و شناسايي مالاتجاره استفاده مي گرديده است.

    نكته قابل توجه اينكه با كشف تعداد زيادي از اين مهر ها معلوم گرديد كه ساكنان شهر سوخته چنان پيشترفته بودند كه از تجارت و سلسله مراتب اجتماعي كاملا» برخوردار بودند و چنان طبقات اجتماعي جالب و پيشترفته اي داشتند كه افراد با توجه به موقعيتشان نسبت به يكديگر از برتري و شناسايي خاصي برخوردار بودند.


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    يك فقره شانه بسيار جالب كه در كوره به شكل ماهرانه اي ساخته شده است.
    اين اثر نشانه اي از نوع تفكر و رفتار اجتماعي ساكنان ايران زمين در 4 هزار سال پيش مي باشد.
    باستان شناسان از روي همين اثار مكشوفه با عمق و عادات و تمدن يك ملت پي مي برند


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    يكي از قديمي ترين نقوش متحرك بدست آمده در جهان

    ، جالب است بدانيد اين ظرف سفالي پس از كشف ، سر و صداي عجيبي به پا كرد و دقيقا» پس از انتشار خبر اين اثر جالب اين كوزه ناپديد شد و هم اكنون كسي جاي آن را نمي داند !!


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    تكه اي از سر يك مجسمه شبيه به گربه كه با ظرافت تمام طراحي و نقاشي شده است.


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    كشفي كه باستان شناسان را متحير كرد !! كشف قديميترين تصوير متحرك كه بر روي يك سفال با استادي هر چه تمام تر به تصوير كشيده شده . در اين تصير يك بز كوهي يا گوزن در حال جهش به سمت يك درختچه براي خوردن گياه آن مي باشد.


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    يك نمونه پارچه كشف شده از لباس يك انسان و شهروند شهر سوخته در 4 هزار سال پيش . جالب است بدانيد در آن زمان ساكنين اين شهر لباس كامل بر تن مي كردند


    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    نمونه اي سفالهاي كشف شده در شهر سوخته ، اين سفالها همگي رنگي بوده و با رنگهاي طبيعي در 4 هزار سال پيش لعاب داده شده است .در قسمت پايين يك نمونه گردنبند از سفال رنگي را مشاهده مي كنيد .


    ليست اشيائي كه تاكنون در منازل و قبرهاي شهر سوخته پيدا شده :
    -مهرهایی از جنس لاجورد و صدف و فیروزه
    -سفال با امضای سفالگر بر روی آن !-خانه ی معمولی با چند اتاق خواب و اتاق نشیمن-چکش مفرغی- مسی -سوزن-کاسه های مرمری-شهرکهای مسکونی و ساختمانهای همگانی همچون آپارتمان!-اشیای وارداتی از تمدن هاراپا و سند که ارتباط این تمدنها را ثابت می کند.-النگوهاو مهره ها و پیکره های انسانی-بذر خربزه – حبوبات – ماهی خشک کرده -برنج برای خوراکی-بذر زیره ی کرمانی-کوره های سفالگری و کوره های ذوب فلزات-دکمه- تبر -بند کفش-قلاب- شانه ی سر- خط کش با دقت نیم میلیمتر !-طناب -سبد- لباس- تخم حشرات -ناخن و مو ( که در هیچ نقطه ی باستانی تا به حال یافت نشده و نشان می دهد که این قسمت از ایران کاملا دست نخورده باقی مانده است)
    منبع: سرزمین پارس
    ویرایش توسط Im.LegenD : 10th September 2013 در ساعت 16:41





  4. 11 کاربر مقابل از Im.LegenD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    333100 (23rd November 2012),Amir_potter (18th November 2012),edenson (11th September 2013),Mkn021 (17th November 2012),mojtaba3624 (23rd November 2012),raminhoo (23rd November 2012),SaeeD-Mj (17th November 2012),setareh_star (10th September 2013),shirin33 (10th September 2013),sh_boy28 (2nd December 2012),Supernatural (11th September 2013)

  5. #12


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال
    و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)

    ”و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟“

    در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود.
    تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.



    عكس هوایی از شئ كشتی شكل


    دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد:«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»





    تصویر ران ویت درپارك ملی كشتی نوح


    طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظی
    م و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.

    وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.


    تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟


    داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتیاینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد.…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است…کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبیآزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.




    نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد. تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷)





    تصویر رادار اسكن از كشتی نوح
    به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند.اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.




    و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)
    و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما [
    قطعات كاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی كشتی كه آثار حجاری و برش خوردگی دارند.در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟لنگرهای کشتی هم کشف شد!بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد.




    ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده.


    کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند.
    اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید.طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد…کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کردروایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف]درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف]محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف]در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.





    کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع)پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
    نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
    جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
    حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید.
    پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.»منابع:
    بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸
    گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوحبر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌:۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو.۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌.۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌.۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو.۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌.۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌.۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌.





    این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌:
    ۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد.۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد.

    ۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌:
    توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌
    «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!
    به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما!
    و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:
    مُحمّد
    إیلیا (علیّ)
    شَبَر (حَسَن‌)
    شُبَیْر (حُسَین‌)
    فاطِمَه‌
    آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند
    جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌.
    به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌!
    تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!»


    بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:
    ۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاکستانی‌ حکیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ که‌ یک‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاکستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در کتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مرکز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌. آنگاه‌ مجلّة‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ ۱۳۸۵، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ ۷۸ إلی‌ ۸۱ زیر عنوان‌: نامهای‌ مبارکی‌ که‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در “رم” قرار دارد.در پایان اشاره به برخی نکات در تأیید تحقیقات:۱- «کتاب مقدس» می گوید که کشتی نوح در ناحیه کوههای آرارات فرود آمده است.۲- قرآن کتاب مقدس مسلمانان، می گوید که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است. کوهی که در حال حاضر کشتی مورد نظر بر آن قرار دارد به ترکی «کودی» داغ یا همان کوه «جودی» نام دارد. [در منابع اسلامی آمده است که محل کوه جودی در منطقه موصل است. مثلاً در کتاب «الدر المنثور» از امام کاظم(ع) نقل شده که «جودی کوهی است در موصل». رجوع به نقشه جغرافیایی نشان می دهد که نزدیکترین محل معروف و شناخته شده در عصر ائمه به کوه آرارات، منطقه موصل در شمال عراق است- انصاف] قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه۴۴) ۳- آشور نصیربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از میلاد) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نیسیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه های بسیار قدیمی، محلی به نام نیسیر یا نسیر مشاهده می شود.۴- اسامی برخی اماکن در اطراف کوه آرارت نیز می تواند با ماجرای طوفان و کشتی نوح مرتبط باشد؛ خود کوه آرارات در میان ارمنی ها به کوه «ماسیس» معروف است که به معنی «مادر جهان» است، «نخجوان» به معنی «محل فرود» است، «اچمیادزین» به معنی «فرودگاه» یا «کسانی که فرود آمدند» است، «آرگوری» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است که می تواند یادآور کاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پایان طوفان، آنطور که در کتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهکده ای نزدیک به محل کشتی وجود دارد به نام «محشر» که می تواند یادآور مجازات جهانی مردم دنیا باشد- انصاف (به نقل از “کشتی گمشده نوح” صفحه ۱۷۱)]هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.در دل کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.

    منبع:حقیقت خاموش





  6. 12 کاربر مقابل از Im.LegenD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    333100 (23rd November 2012),edenson (11th September 2013),evilman (23rd November 2012),Mkn021 (23rd November 2012),mojtaba3624 (23rd November 2012),raminhoo (23rd November 2012),SaeeD-Mj (22nd November 2012),setareh_star (10th September 2013),shirin33 (10th September 2013),sh_boy28 (2nd December 2012),Supernatural (11th September 2013),sushiyanat (1st December 2012)

  7. #13


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال

    زمین اسرار آمیز





    این باند فرودگاه باستانی باقدمتی 3هزارساله در3000km جنوب پرو قرار دارد!

    (محل مناسبی برای فرود سفینه های فضایی باستانی چه ازنوع فانتوم یا چه ازنوع عمودپرواز؟! مترجم)







    “صدایی شنیده می شود : خداوند راه را در دل کویر آماده کرد،
    خدای ما ازمیان استپ ها مسیر صافی ساخت ! همه دره ها باید عریض شوند
    و تمام کوه ها تپه ها باید کم ارتفاع وپست شوند، و چه حتی ، کوه ها صاف ویکدست شد ،
    و آن چه که پر از تپه ماهور بود ، هموار شد ، چون جلال وجبروت خداوند باید دیده می شد!
    … چمن خشکیده بود، گل پژمرده بود ، چون نفس خداوند در در آن وادی دمیده شده بود. “
    (اشعیا
    Chap.40 Par.3/4/5/7Testamenttکهن)


    ( احتمالا بیگانگان مجهز به وسایل تسطیح عوارض وپستی وبلندی ها بوده اند و سفینه های
    فضایی انرژی ومیدان الکترومغناطیس بسیار قوی را تولید کرده اند که
    موجب انهدام گل وگیاه وکلیه موجودات وحتی جامدات سختی مثل سنگها شده است ویا ؟….مترجم)








    ” به فرودگاه خوش آمدید “
    نقشهای بزرگی در صحرا برای پروازهای خارجی به طور خط خطی شده رسم گردیده اند
    به موجب آن آنها باید از هوا دیده می شده اند و به صورت طولی ، می شد آنها را تشخیص داد.
    در روایات باستانی مصر گزارش شده است که ” ست” الهه مصری در مقامی بوده که

    می توانسته ارتفاع کوه هارا کاهش دهد…
    طبق اساطیر مصری،او همچنین یک خلبان خوبی بوده ، درست مثل بسیاری از

    همکاران پروازی خودش سواربر کرجی خورشیدی خودش می شده ودرفضا جولان می داده است….
    تصویر فوق منطقه Palpa در صحرای نازکا در پرو ، با کوه های صخره ای شکل آن که
    هزاران سال قدمت دارند را نشان می دهد ، مکانی که همیشه توسط باستان شناسان و رسانه ها نادیده گرفته

    شده است…
    فقط فلات نازکا هنوز هم به دلیل موضوع پشته های مصنوعی آن موردتوجه باستان شناسان است.







    در ویرانه های زیر آب در نزدیکی جزیره ژاپنی Yonaguniچه تحقیقاتی انجام شده است؟
    (یکی دیگر ازموضوعات باستانشناسی زیرآب . رجوع کنید به کتابهای هنکوک با ترجمه ارزشمند
    دوست گرامی وپژوهشگرمان مان لژیون 1992.مترجم )



    سایت ایشان:
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد







    تصویر فوق ذراتی درحد نانو متراست که، در کوههای اورال در روسیه یافت شده است.!
    قدمت آنها براساس سن یابی کربن 14 به 100،000 سال قبل میرسد…!


    آیا معتقد نیستید تاریخ بشریت باید یک بار دیگر بازنویسی شود؟
    آثار باستانی و سنگ آثار پراکنده در سراسر جهان را به دوره خاصی نمی شود طبقه بندی کرد،
    و لازم است دانش فنی از ساکنان آن زمان را مورد بررسی دقیق قرار داد.
    ساختمان هایی شامل اهرام : مثل گیزا ، بعلبک ، پوما Puncu ، دیوارهای قلعه ای مثل:
    Sachsaihuaman یا Teotihuacan در مکزیک شاهدی برهوشمندی وتوانایی

    سازندگان آنان است.






    “سنگ جنوبی” در بعلبک ( لبنان) با وزن 1300 تن!
    “در برخی از روزها این غولها بر روی زمین بودند، و حتی بعد ،
    پس از اینکه فرزندان خدایان با د..خ..ت..ران ازدواج کردند ،
    این کودکان به دنیا آمدند. اینها قهرمانان اعصار وسده هایند…، معروفترین مردان اند. “
    (سفر پیدایش
    Chap.6 عهد عتیق)

    هیچ جرثقیلی نمی تواند این سنگ غول پیکر را حرکت دهد!.

    شهر Baal در لبنان ( بعل به عنوان هلیوس خدای خورشید توسط یونانیان شناخته می شود) ، در اینجاهمه چیز اندازه ای بزرگتر از اندازه معمولی است …!







    در بخش دورافتاده ای از “پانچو پوما” در امریکای جنوبی سنگهای آندزیتی چیده شده
    درکنار هم، مثل سیستمی ساختمانی یا آپارتمانی امروزی به نظر می ایند …
    باستان شناسان این شهر را متعلق به سرخپوستان “آیمرا” می دانند.
    اما هیچ نوشته /کتیبه ویا فلزی برای تولید عناصر ومصالح اولیه برای این ساختمان دقیق وجود ندارد!.
    فقط افسانه ها هستند که می گویند که چگونه ساخت این شهر به خدایان نسبت داده شده است!







    هرم خورشید در Teotihuacan ( جایگاه خدایان).
    هیچ کس نمی داند که چه کسی این مجتمع را ساخته است.!
    افسانه ها می گویند که خدایان برای بحث در مورد آفرینش انسان به اینجا آمدند …
    بعدها حتی آزتکها ساختمان هرم را خالی یافتند ودر روایت های خود آورده اند

    که خدایان در زمانهای بسیار کهن دراین مکان زندگی می کرده اند….






    اهرام جیزه
    یکی از شگفتی های جهان ، اهرام جیزه هستند، به عنوان مثالی ویژه از تاریخ آگاهانه بشریت،

    که به نادرستی بیان شده اند.
    “برخی از کارشناسان مصری از بازگویی وتحقیق درمورد از افسانه هاو روایات قومی درمورد
    خدایان مصری مثل HITAT طفره می روند..”. از مورخ احمد آل مکریزی (1364 — 1442 م).
    در پایتخت ” اهرام مصر” ، آل Makrizi اسناد شناخته شده و اطلاعات موجود خود را
    ازاهرام را چنین ارایه کرده است :
    .
    “هرم بعد ها درزمان شاه
    Saurid ساخته شده است. خدا خودش به او دانش ” ستارگان ” را آموخت
    وبه او در مورد فاجعه ای که بر زمین خواهد آمد، آگاه نمود…
    پس ازآن
    Saurid ، به عنوان هرمس یا ادریس شناخته می شود ، هم آنکسی که هرم را ساخته است …

    (با یک نگاه دقیق متوجه می شویم منظورهمان ادریس فضانورد ازپیامبران بنی اسراییل است مترجم)
    افرادی هستند که می گویند : اولین هرمس ، ( خدای Thoth مصری) ، ادریس است …
    اوهمان
    Henoch عبری، پسر یارد ، پسر مهللئیل ، پسر قینان ، پسر انوش ، پسر شیث ، پسر آدم — که باید از او مقدس یاد شود — و این ادریس است…،
    کسی که ستاره شناسی می دانست و بعدها درمورد او مطالبی فاش خواهدشد. هرم توسط اوساخته شده است و تمام چیزهایی که او در موردش نگران ودلواپس بوده نگهداری وحفاظت کرده است…

    چیزهایی که درطول زمانه از دست خواهند رفت و حتی می توانند ناپدید شوند. “
    ( که خیلی چیزها به موزه های بریتانیا ، نیویورک، آمستردام و.. منتقل شد…!مترجم)
    مورخ عربی عبد آل Hakam می نویسد :
    “من باور دارم که اهرام را خیلی پیشتر از فاش شدن اسرارآن ساخته اند؛
    در صورتی که پس از آن ساخته می شد ، مردم در مورد آنها مسایل بسیاری می دانستند …






    و آن روح مرا در بالاترین نقطهء کشتی قرارمی دهد ، و پشت سر من غرشی رعدآسا

    شنیده می شود مثل زلزله ای بزرگ …
    شکوه جای گاه خداوند ازاین مکان قابل درک است …

    (حزقیال نبی – کتاب عهد عتیق)

    کتاب عهد عتیق تنها متنی که دران توصیف خدا باشد نیست ،
    شگفت انگیز اینست که دراین کتاب ، تجهیزات فنی پرواز به خوبی بیان شده است!

    (وبیشتر یک کتاب ” فضانوردی “است تا کتابی دینی!مترجم.)
    خدا “به عنوان ” الوهیم ” در اولین کتاب موسی (که به نام کتاب عهد عتیق شناخته می شود)
    که به معنی ”چند خدا ” یا “خدایان ” در زبان عبری آمده است . پس آن نه تنها به یک خدا
    اشاره کرده بلکه به بسیاری از خدایان صحه می گذارد! و او تنها نبوده که ” معبود” ومورد

    پرستش قراربگیرد وخدایان مد نظر بوده اند !
    “پس پروردگارباپیروان سخن گفت : من در نظر دارم آنچه که Amalek اسرائیل انجام داده ،
    او راه فرار اسرائیل را از مصر را مهیا کرده است.
    در حال بروید و
    Amalek را ضرب و شتم کنید …! و ممنوعیت برای او همه کس او اعمال کنید
    برای او راه نجاتی نیست ، بکشید زن و مرد ، کودک و نوزاد ، گوساله و گوسفند ، شتر و خر “…. آمین!
    (1 سموئیل 15 / 2،3 عهد عتیق)








    “سفر به فضا” در طول زمان اجداد ما مورد علاقه بوده ونه تنها در کتاب مقدس

    ازان صحبت شده بلکه در اولین حماسه ی بزرگ بشر یا حماسه گیلگامش ، توصیف چنین
    سفری ، توصیفی موثر و واقعی بوده است …
    (لازم است کتاب گیلگمیش باردیگر واز دیدگاه باستان شناسی فضایی خوانده شود
    تا نکات مبهم این سفرهای فضایی روشن گردد.مترجم)




    در Palenque پالنگو ، یکی از شهرهای تمدن مایا در جنگلهای Chiapas (مکزیک)

    پروردگار “Pacal” “درسفینه تاندربرد خود(پرنده تولید کننده رعد وبرق) ظاهر می گردد.
    (تشابه خارق العاده آن با سفینه کلمبیا درعکس مشخص شده است…مترجم)

    سفینه ، با مقدار زیادی از درخشندگی ظاهر شد، ،سفینه ای که توسط Matali

    هدایت می شد …و آسمان وابرها جدا شدند نوری روشن ظاهر گردید
    و آسمان با سر و صدای آن مملو بود ، صدایی عمیق مثل غرش ابرهای پر توان و قدرتمند….
    (Mahabaratha حماسه هند باستان)





    کاتزل کوآتل ( -Kukulkan – Gukumatz) ، یکی دیگر ازپدید آورندگان فرهنگ و خدای مایا هاست،
    آمدن او با ” ماربالدار” و یا نقش آتش اژدها یی غران وآتش فوران کننده از ازکاینات مشخص می شود
    (جالب توجه ترین نکته وسیله ایست که دردست راست اوست …!! نوعی اهرم کنترل سرعت !؟

    هماهنگ کننده انرزی های درون وبیرون سفینه ؟! وسیله رفتن به ابعاد جهانهای موازی ؟
    عین همین وسیله ومشابه ان درتمامی موزه های داخل وخارج کشور موجود است وبا نقش و
    نگاری متفاوت واکثرا با نقش دو مار برروی آن وزیر آن نوشته اند:
    شی ء تزیینی … ! مترجم)







    این صحنه زایش (طلوع) خورشید را می توان هر ساله در چیچن ایتزا در طول انقلاب تابستانی مشاهده کرد.
    معماری و ساخت هرم Kukulkan به گونه ای است ، سایه خورشید مشابه سر خوردن ماری است که بر روی

    سطح شیبدار هرم نمایش داده می شود!



    چهره های مختلف خدا درسایر ادیان جهان و شباهت عجیب آن با برداشت مدرنی که ما


    از بیگانه های فضایی داریم!

    نمونه هایی از این موجودات روحانی در سراسر جهان در از ژاپن ، مکزیک و Tiki از
    دریاهای جنوب.
    “ساکنان جهان’ Nezah بوته و گیاهانی را می خورند که نیازی به کاشته شدن ندارند.

    آنها رشد کمی داشتند وبا دو سوراخ در سر به جز سوراخهای بینی…
    آنها می توانند آفتاب قرمزی را در جهان خود ببینند”
    از کتاب کابالا علوم اسرار امیز یهودی {علم ارواح]





    مراسم Beb – Kororoti منشاء بازدید کنندگان از آسمان را تداعی می کند…

    یکی از سرخپوستان Kayapo در جنگل بارانی برزیل دراین مراسم آیینی و


    تشابه آنرا با فضانوردان امروز( شباهت زیاد ش با فضانوردان در لباس او واقعا شگفت آور است.)







    حتی قبیله Dogon در مالی (آفریقا از موجوداتی goldyکه از آنها بازدید کرده اند،
    خبر می دهند و بسیاری از چیزهای مفید برای آنها ا به ارمغان آورده اند…
    بیگانگان از سیستم فلکی شباهنگ(سیروس) آمده بودند وبسیاری چیزها به این قبیله آموختند.





    بر اساس دکترین اصلی بودایی ، فرد می تواند در Stupas به بام دنیا ومرتفع ترین نقطه جهان سفرکند


    جایی که خدایان زندگی می کنند. برای این منظور شخص ازابتدا تا به حال باید به انجام “شعائر” اعمال و
    حرکات منسوب مشغول بوده باشد.
    apparatus وسیله ای است که به جلو می تواند حرکت کندو قدرت خود را مانند یک پرنده در زمین ، در آب یا در هوا ، نمایش می دهد…آن به عنوان “vimana شناخته شده ” ، که می تواند درآسمان اوج گیرد : از جایی به جای دیگر ، کشوری به کشوردیگر و یا از جهانی به جهانی دیگر برود [از vaimanika - sastra]




    او به قصرخدایی مورد علاقه ایندرا را قدم گذاشت و هزاران فروند ازوسایل نقلیه پروازی مخصوص خدایان رادید ،
    برخی از آنها متوقف شده بودند ، وبرخی دیگرحرکت می کردند. “
    “او 3 شهررا درافلاک سماوی ا دید ،
    او با اشعه آتشین خود تونلی ازمیان آنها ساخت …
    Arjuna که به آخرین شهر آسمانی ایندرا رسید ، شهربرایش جذاب بود… Arjuna دید
    هزاران وسایل نقلیه آسمانی درپروازند…. همه قدرت پرواز ورفتن به هرجایی را دارند…

    آنچه از ستاره به عنوان طرحی مانند لامپ از زمین دیده می شوددرواقع
    به علت فاصله طولانی اش از زمین ، در واقع شکل عظیمی دارد. “

    از دستگاه های پرواز (Vimanas) ، شهرهای عظیم در فضا و سربازان با سلاح های وحشتناک
    قدرت های غیر قابل تصور ، به عنوان حقایقی آشکار در کتاب باستانی هند مهابهاراتا و رامایانا نقل شده است .



    “خورشید انگارهمچو نقطه عطفی دریک دایره درحال چرخش به نظر میرسید…


    همه با سلاحی مخوف سوخته شده بود… ، زمین از گرما تفتیده شده بود…. فیلها سوخته بودند…
    باد مهیب و سهمگین آتش باعٍث تخریب درختان شده بود… اسب و ارابه با هم سوخته بودند ،
    هزاران نفر نیز به دلیل نگریستن به آتش هولناک ، هلاک شدند….
    … و سپس سکون عمیقی بر زمین چیره شد… این نمایشی ترسناک بود.
    اجساد افتاده شده برروی زمین ازشدت گرما ی وحشتناک مثله می شدند بطوری که دیگر نمی شد

    تشخیص داد که اینها زمانی مردمی عادی بوده اند…



    قبلا هرگز ما چنین اسلحه مرگباری را ندیده بودیم ودرمورد ان چیزی نشنیده بودیم …
    این سلاح مثل آذرخشی مشتعل وشعله ور است..پیام آوری از دنیای مرگ ونیستی مغلوب کننده
    Vrischniو ,Andhakaوتبدیل کننده آنان به خاکسترشان
    اجساد مرده قابل تشخیص نبودند…مو وناخنهایشان جدا شده بودند،

    دیگهای غذا بدون هیچ دلیلی شکسته شده بودند…پرندگان نجات یافته رنگشان سفید شده بود…مواد غذایی
    در مدت کوتاهی تبدیل به سمی مهلک شده بود…
    آذرخش همه چیز را با خاک یکسان کرد …این سلاح های خطا ناپذیر موجب کشته شدن کودکانی خواهد شد که متولد
    نشده اند….همانطوری که بچه ها یی که متولد شده بودند را نابود کرد…”"
    (حماسه ی مهابهاراتا هند)

    (آیا این نوشته یک پیشگویی هولناک ازکابوس بشریت است !؟
    آیا این اتفاق وحشتناک قبلا نیزدر تمدنهای کهن اتفاق افتاده است همان چیزی که درهیروشیما وناکازاکی اتفاق افتاد؟
    ویا چیزی مهیب تروهولناک تر درانتظارمان است ….!!؟ آیا به قول هگل تاریخ کشتارگاه انسانهاست ؟! مترجم)
    “تحت فرمان شیوا ، ” مایا ” شهری از فولادساخت به عنوان یک وسیله نقلیه فضایی بزرگ ، به نام Saubha “
    [Bhagavata - Purana]

    “ما چیزی را دیدم در آسمان که شباهت ابر سرخ داشت ،
    مثل شعله های آتش … وحشتناکتر از آتش سوزان.

    همچون هیولا ، Vimana ی سیاه ظاهر شد، درحالی که به روشنی تیراندازی می کرد…
    صدایی که ازآن برمی خاست مانند صدای ضربه زدن به هزار بشکه در یک زمان بود…!.
    نزدیک شدن
    Vimana به زمین با سرعت غیر قابل مقایسه با هزاران گلوله بود…
    ، پس با انفجاری بزرگ و صدها چرخ های آتشین فرود آمد.
    و واقعه ای وحشتناک به پایان ر سید”

    (مهابهاراتا ، کتاب Karnaparvan).




    Bhima با Vimanaی خود پروازکرد ….پرتو هیولاوارسفینه
    تابش خیره کننده خورشیدرا داشت ، و صدای آن مانند رعد وطوفان بود! “
    (حماسه مهابهاراتا هند)








    پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است:
    آیا توصیفات باستانی درکتیبه های برجای مانده و آیین های اقوام و ملل سراسرجهان منعکس کننده وحاکی از تماس ما با نژاد بسیار پیشرفته فضایی درزمانهای بسیار کهن است. ؟








    همانطوری که اقوام بدوی و ابتدایی بادیه نشین از دیدن هواپیما دچار شگفتی می شدند آیا مانیز
    درمقابله با سفاین فضایی به همان سرنوشت دچاریم !؟ آیا این تقابلی بین تمدنهای اولیه (ما)
    وتمدنهای بسیار پیشرفته (فضایی ها) نخواهد بود؟

    منبع:
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد






  8. 10 کاربر مقابل از Im.LegenD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    333100 (1st December 2012),BALTAZAR (1st December 2012),edenson (11th September 2013),mojtaba3624 (10th September 2013),SaeeD-Mj (1st December 2012),setareh_star (10th September 2013),shirin33 (10th September 2013),sh_boy28 (2nd December 2012),Supernatural (11th September 2013),sushiyanat (1st December 2012)

  9. #14


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال



    شاید بارها و بارها تصاویر و مجسمه هایی از ترکیب انسان با شیر و یا انسان با پرنده را دیده باشید. امروزه در بسیاری از هتل ها و مکان های تفریحی از این مجسمه ها استفاده می شود. در تخت جمشید نمونه های بارزی از این نوع اسفنکس ها دیده می شود. نیمه سرستونی از موجودی با سر انسان و بدن گاو بر درگاه شرقی دروازه ملل یا نقش برجسته ابوالهول نگهبان گنجینه شاهی در کاخ اردشیر اول در تخت جمشید و همچنین آجرهای لعابدار رنگی با نقش برجسته حلقه بالدار و دو موجود افسانه ای (با بدن شیر، بال عقاب، صورت انسان و تاج ایزدی) که در تالار بار عام کاخ آپادانای شوش کشف شده است.هرکدام نمونه هایی از موجوداتی هستند که ما به راحتی پذیرفته ایم فقط افسانه اند و قدرت تخیل بشر بوده اند !



    ولی چرا تصویر نقش برجسته چنین موجوداتی در تمام موزه های بزرگ جهان و بر روی کتیبه ها و مجسمه های مختلف به بیننده زل زده است؟ آیا انسان هایی که این مجسمه ها را می ساختند و یا این تصاویر را می کشیدند فقط از قدرت تخیل خود کمک گرفته بودند؟ چگونه می شود این اشکال را در تمامی نقاط دنیا دید و باز هم تنها آنها را افسانه پندارید؟
    ترکیب انسان با شیر، انسان با ماهی، گربه نر با تمساح، انسانهای بالدار! اما آیا واقعاً افسانه هستند یا
    می توانیم آنها را موجودات دورگه بنامیم؟




    باستان شناسان پرویی، عصای مرصع مسی که یک متر طول داشت را در کنار جسد مردی پیدا کردند که روی آن تصویری حکاکی شده بود که محتوای آن کاملاً واضح و مشخص بود؛ این تصویر زنی را در حال جفتگیری با یک موجود دو رگه (نیمی گربه و نیمی تمساح) نشان می داد. این یکی از مهمترین و پر سروصداترین کشفیات باستان شناسی قرن اخیر بوده است.



    این گونه تصاویر و الواح سنگی که در گذشته از این موجودات خبر می دهد می تواند دارای مفهوم و پیام جدی باشند.



    آیا این موجودات که به نظر ما افسانه اند و تصاویر و مجسمه های آنها از گذشته به جای مانده اند، موجودات دو رگه ای نبودند که از آمیزش انسانها با حیوانات بوجود آمده اند؟



    انسان از مسائلی که برایش بیگانه جلوه کند هراس دارد و هرچیزی که به نظر او نمی توان با عقل پذیرفت را افسانه می پندارد.



    مگر ما ققنوس را افسانه نمی پنداشتیم؟ اما همانطور که دانشمندان کشف کردند، پرنده ای را یافتند که 250هزارسال پیش می زیسته و شباهت بسیار زیادی به ققنوس (به قول ما پرنده افسانه ای) دارد.
    راستی چرا برای بیشتراین موجودات دو رگه بال می گذاشتند؟ یا چرا انسان ها را بالدار نشان می دادند؟
    آیا همانطور که می گفتند انسان ها در ابتدا دم داشتند و چون از دمشان استفاده نمی کردند این عضو از بین رفته است، آیا بال هم داشته اند؟
    با این که در اقصی نقاط دنیا مجسمه هایی ساخته و تصاویری کشیده شده که در چند چیز مشابه هم هستند و دو رگه بودن موجودات را نشان می دهند، اما چگونه می توانیم بگوییم که همه آنها زاده تخیلات بشری بوده اند؟



    عقل ما در برخورد با این گونه موجودات دو پاسخ می دهد :
    1- چنین جانورانی هرگز وجود نداشته اند. تمام این داستان ها ساخته ذهن بشر بوده است. با این که
    می دانیم در گذشته های دور این افراد که تصاویر و مجسمه ها را در نقاط مختلف دنیا خلق کرده اند با یکدیگر هیچ ارتباطی نداشته اند که تبادل نظر کنند.



    2- چنین مخلوقات دو رگه ای در زمان های دور و ناشناس وجود خارجی داشته اند. اما برای خلق آنها تنها می تواند یک راه وجود داشته باشد و آن تکنولوژی ژنتیکی بوده است، چون در جهان طبیعی جفتگیری میان دو نوع حیوان مختلف نتیجه ای در بر ندارد.
    البته من می دانم که ادراک و عقل ما به جانوران آشنا و موجود در طبیعت عادت کرده و حاضر نیست وجود باغ وحش کاملی از موجودات دو رگه و غیر عادی را بپذیرد. اما آیا واقعاً این موجودات دروغ و افسانه بوده اند؟ آیا از کوته نظری ما و افق محدود عقل ناقص ما نیست که آنها را افسانه می پنداریم؟

    شاید در آینده کشفیاتی صورت گیرد و به تمام این پرسش ها پاسخ دهد.




    منبع : چشمان ابوالهول – نوشته: اریش فون دنیکن
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد


    كايمرا(موجودات ژنتيكي)
    کایمِرا و موزاییک دو اصطلاح معمول برای موجودات مخلوط است. در علم
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    باستان و امروزه در
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    مخلوطی از حیوان و انسان راًکایمرا می‌نامند. کایمرا حالتی است مشابه
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    با این تفاوت که در موزاییک سلولهای متفاوت از نظر ژنتیکی همگی از یک
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    منشعب شده‌اند اما در کمه را همین سلولها از چند زیگوت منشعب شده‌اند.






    انواع کایمرا

    کایمرا انواع مختلفی دارد: ۱-موجودی مخلوط از دو حیوان
    ۲-موجودی مخلوط از یک حیوان و یک انسان
    ۳-موجودی مخلوط از چندین حیوان


    علم
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    امروز چنین توضیح می‌دهد که کایمرا تحت تاثیر
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    ساخته می‌شود مثلا زمانیکه
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    د..خ..ت..ر تحت تاثیر هورمونهای مردانه قرار می‌گیرد آن جنین تبدیل به کمه را خواهد شد. اما همهٔ موارد کمه را به این راحتی و به طور طبیعی ساخته نمی‌شوند. بلکه به دلیل
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    و برای تولید حیوانات جدید ساخته می‌شوند. مثلا مهندسان ژنتیک به دنبال ساخت حیوانی هستند که هم شاخ داشته باشد و هم بال و هم اینکه شیر خوراکی به میزان زیاد تولید کند و هم اینکه گوشت خوشمزه‌ای داشته باشد و خلاصه همه چیز در یک حیوان جمع شده باشد.


    سالها پیش محققانی همچون
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    و یا
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    ادعا کردند که تندیسهای موجود در
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    و
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    و
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    که انسانهایی را با سر حیوانات نشان می‌دهد و یا حیواناتی مخلوط از چند حیوان (مانند
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    که سر انسان و بدن شیر دارد) همگی روزگاری وجود داشته‌اند و فقط برای تزیین ساخته نشده بودند.



    جابر بن حیان و کایمرا

    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    کیمیاگر مشهور ایرانی در بیش از ۱۲۰ کتابی که نوشته‌است یافته‌های کیمیاگری خود را شرح داده و در یکی از کتابهای بسیار معروفش به نام کتاب سنگها(
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    ) طرز ساخت چنین حیواناتی را آموزش داده و حتی فراتر از آن هم رفته‌است.



    کایمرا در افسانه‌ها

    مرکز اصلی شروع چنین دستکاریهای ژنتیکی بر اساس متون باستان مصری و مخصوصا
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    از سرزمینی به نام
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    شروع شد. بر اساس
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    Ebres Papyrus در ۱۲۰۰۰ سال پیش گروهی متشکل از ۹ موجود درخشان به زمین آمدند Zep Tepi. یکی از آنها به نام
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    یا ثث Thoth کسی بود که دانش کیمیاگری و دخالت در طبیعت را به بشر آموخت. این دانش ممنوعه بر روی دو ستون زمرد حک و نگهداری شد. این دانش تا پیش از این فقط در دست خدایان بوده‌است اما بعد به انسان تعلیم داده شده‌است. مقایسه شود به داستان
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    در
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    .


    به این دانش بعدها دانش هرمس هم گفته شد زیرا یکی از فرعونهای مصر به نام
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    کیمیاگری بسیار ماهر بود و در دوران او شهرهای عظیم دنیا از
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    و
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    تا
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    و
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    و
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    مدارس بزگ کیمیاگری داشتند و الواح زمرد را تدریس می‌نمودند.(ر.ک بازگشت افعی‌های دانش نوشته مارک آمارو ص ۱۹۲).


    بر اساس کتاب
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    Albertus Magnus
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    کبیر هر دو ستون زمرد را در مقبرهٔ هرمس یافت و با خود به هلیو پلیس برد و در جای امنی قرار داد و سپس شهر
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    را بنا نهاد.
    به گفتهٔ متون عتیق تعداد بیشماری از این موجودات عجیب و گاها ترسناک ساخته شدند تا جایی که زمین پر از فساد و تباهی گردید و خدایان برای پاکسازی زمین طوفانی را فرستادند. این مسئله در کتب دینی نیز منعکس شده به استثناء کلمهٔ ؛خدایان؛! (در سایر مقالات این صفحه پیش از این صحبت شده‌است که گفته می‌شود عبور سیاره
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد
    طوفان را ایجاد کرده اما باید توجه داشت که زمین بیش از فقط یک طوفان به خودش دیده‌است.)



    انسان کایمرا

    انسانهای کایمرا به دلیل مخلوط شدن ژنها بین یک انسان و یک حیوان کایمرا به وجود آمده‌اند. این موجودات طوری طراحی شده بودند که دارای هوش و ذکاوتی بیش از انسان بودند و در شهرهایی که کارهای سری انجام میشد مانند ممفیس این کایمرا در جلوی دروازهٔ شهر جلوی مسافران را می‌گرفتند و از آنها معماهایی می‌پرسیدند. چنانچه مسافر قادر به پاسخ دادن بود به او اجازهٔ ورود می‌دادند و چنانچه نبود او را می‌بلعیدند. این موجودات منحصر به یک کشور و فقط مصر و بابل نبودند.
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد


    ویرایش توسط Im.LegenD : 10th September 2013 در ساعت 17:03





  10. 6 کاربر مقابل از Im.LegenD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    edenson (11th September 2013),mojtaba3624 (10th September 2013),nightingale (10th September 2013),setareh_star (10th September 2013),shirin33 (10th September 2013),Supernatural (11th September 2013)

  11. #15


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال
    صحراي نازکا و معماي تصاوير عظيم چند كيلو متري


    يكي از مباحث بسيار جالب توجه نقوشي است كه در صحراي پرو در چند كيلومتري پايتخت ( ليما ) قرار گرفته است در واقع تاريخ كشف اين نقوش بر مي گردد به سال 1960 كه به واسطه عبور هواپيمايي رويت شد . اما بعدها تحقيقات دانشمندان با بالون صورت گرفت تا بهتر بتوانند اين خطوط را بررسي نمايند . خطوط حك شده بر روي اين صحرا يكي از اسرار آميزترين مواردي است كه تا كنون بحث ها و تئوري هاي مختلفي را از سر گذرانده است و هنوز هيچ كدام از آن ها مورد تاييد قرار نگرفته اند .

    بر اساس محاثبات انجام شده اين خطوط حدود 400 تا 600 قبل از ميلاد شكل گرفته اند ، خط هاي حك شده بر روي صحراي شني نازكا تصاويري عظيم و چند كيلو متري است كه از روي زمين تشخيص آن غير ممكن است و جالب اينجاست كه داراي نسبت هاي هندسي دقيق مي باشد . بسياري از دانشمندان هنوز به راز چگونگي كشيده شدن اين خطوط دست نيافته اند زيرا كشيدن آن ها تنها مي بايست از اسمان انجام پذيرد در واقع بايد شخصي در آسمان دستور دهد كه تا خط ها درست و اصولي كشيده شوند .

    اما در حدود دو هزار سال قبل در مكاني كه هيچ گونه تپه و كوهي قرار نداشته است و امكاناتي كه بسيار ابتدايي بوده چگونه اين خطوط كشيده شده اند ؟!!! در افسانه هاي ساكنان پرو داستان هايي بدين مضمون به چشم مي خورد كه اشخاصي كه گاهي آن ها را خدا مي خوانده اند در آسمان مي توانسته اند پرواز كنند .. .بعضي ها معتقدند كه اين ها براي تعيين سال و فصول حك شده اند تا بتوانند بر روي آن مراسم مذهبي را اجرا كنند .. عده اي ديگر آن را نشانه و علامت تمدني پيشرفته مي دانند كه از آسمان آمده اند .. و .. . بدون توجه به آنچه كه گفته شد هدف آن ها از كشيدن چنين خطوطي بر روي زمين چه بوده است ؟!!! در هر حال اين تصاوير عظيم در برابر تمام نظريات به نحوي مقاومت مي كنند و راز هايشان را مخفي نگه مي دارند تا شايد ما را به اين حقيقت سوق دهند كه اجداد گذشته ي زمين بسيار دانا و هوشمند بوده اند و دانش ما در مورد آن ها اندك و ناچيز است . اما بسيار از مردم معتقدند كه موجودات بيگانه فضايي آن را به منزله ي نشانه اي كشيده اند.




    ساختن و باقی ماندن خطوط



    این خطوط به‌وسیله ذوب که با سنگ ریزه اندود شده بود، ساخته شده که سطح
    را پوشانده. وقتی سنگفرش برداشته شده، آنها تضادی با رنگ روشن سطح زیری بوجود آوردند. در این دشت چند صد خط ساده و شکل‌های هندسی و همچنین بیش از ۷۰ شکل حیوان، حشره و انسان وجود دارند. مساحتی که این خطوط را پوشش می‌دهد، تقریباً ۵۰۰ کیلومتر مربع بوده است و بزرگ‌ترین شکل‌ها در حدود ۲۷۰ متر درازا دارد. این خطوط به دلیل خشکی بسیار زیاد، باد کم و شرایط آب و هوایی ثابت منطقه نازکا، باقی مانده‌اند. صحرای نازکا که یکی از خشک‌ترین مناطق زمین است و دمای آن در تمام سال در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد می‌باشد، و همچنین کمبود باد کمک کرده این خطوط تا به اکنون قابل رویت باقی نگهداشته شوند.






    فرضیه‌ها، سازندگان و تکنیک‌ها



    از زمان کشف این خطوط فرضیه‌هایی در رابطه با شیوه‌ها و انگیزه‌های ایجاد آنها، پیشنهاد شده. توضیح باستان شناسی در مورد اینکه چه کسی آنها را ساخته: برای مثال اینکه مردم نازکا خطوط را با استفاده از وسایل ساده و تجهیزات زمین‌پیمایی و نقشه‌برداری ایجاد کرده‌اند. تیرک‌های چوبی در انتهای برخی خطوط (که برای آزمایش کربن ۱۴ مورد استفاده واقع شده) و سفال‌هایی که در برخی از مناطق نازکا پیدا شده، این فرضیه را حمایت می‌کند. علاوه بر این محققان از جمله جو نیکل با استفاده از تکنولوژی ساده که در دسترس مردم نازکا بوده، و بدون دید هوایی شکل‌ها را دوباره ایجاد کرده. با نقشه‌های دقیق و تکنولوژی ساده یک تیم از افراد توانستند حتی اشکالی بزرگ‌تر را در طی چندین روز خلق کنند.





    دلایل:

    مدارک موجود کمی در خصوص علت اشکال ساخته شده وجود دارد. از این رو، انگیزه مردم نازکا، ماندگارترین راز خطوط می‌باشد. بسیاری محققان عقیده دارند که انگیزه مردم نازکا، مذهبی بوده. یعنی خلق اشکالی که تنها خدایان از آسمان قادر به دیدن آنها بطور واضح هستند.





    فرضیه دیگری وجود دارد که مردم نازکا می‌خواستند تا به مناطقی که در افق دور واقع شده، جایی که خورشید و دیگر اجرام آسمانی طلوع یا غروب می‌کنند، اشاره کنند. این فرضیه توسط دو مححقق ارزیابی و بررسی شد و هر دو نتیجه گرفتند که مدارک کافی برای توجیه نجومی وجود ندارد.



    در سال ۱۹۸۵ یک باستان‌شناس به نام جوهان رین هارد، اطلاعات باستان شناسی، قوم شناسی و تاریخی را منتشر کرد که اثبات می‌کرد که پرستش کوه‌ها و دیگر منابع آبی نقش مهمی را در اقتصاد و مذهب نازکا از زمان قدیم تا زمان اخیر بازی می‌کرده. او تئوری را ارائه داد که در آن ستایش خدایانی در ارتباط با فراوانی آب و حاصلخیزی محصول، توجیه می‌شوند. همچنین ادعا شده که این خطوط به عنوان راه‌های مقدسی بودند که به خدایانی منتهی می‌شدند. این خدایان در آن نقطه عبادت می‌شدند. و اشکال نیز به عنوان موضوعاتی نمادین برای طلب کمک از خدایان بودند.







    دیوید جوهانسون پزوهشگر دیگری بود که خطوط نازکا و ارتباط آشکار آنها را با آبراه‌های زیر زمینی مورد بررسی قرار داده. جوهانسون برای ردیابی این تونل‌های آبی، گمتنه زنی کرد و ادعا کرد که خطوط بیانگر اینست که آیا زمین دارای آب هست یا نه. مناطق با بیشترین اشکال در حدود مناطقی با بیشترین مقدار آب زیرزمینی تمرکز یافته‌اند و معمولاً نزدیک به چاه‌ها و دیگر منابع آبی هستند.




    نظری که جوهانسون ابراز می‌کند اینست که ساکنانی که در یک چنین منطقه خشکی زندگی می‌کنند باید زمان زیادی را برای یافتن منابع آبی میگذراندند. به‌وسیله خلق یک نقشه با مقیاس بزرگ، می‌توانستند بطور دقیق بفهمند که کجا می‌توانند آب پیدا کنند. این خطوط بعداً اشکال مذهبی برای خدایان و یا نام‌هایی که به هر یک از منابع آبی داده شد، تبدیل شد.









    دو تصوير فوق مربوط به يك مكان بوده كه انسان اوليه بسيار بزرگ را تداعي ميكند
    رابین ادگا (کسوف‌شناس) فرضیه داد که خطوط نازکا، خصوصا اشکال حیوانی، انسانی و گل‌ها یک واکنش باستانی به اصطلاح "چشمان خدا" است که در طی یک
    کامل در آسمان آشکار می‌شود. یک سلسله از کسوف کامل که در سرتاسر جنوب پروبه وقوع پیوست، با زمانیکه خطوط و اشکال نازکا خلق شده بود، هم‌زمان بوده. یک
    کامل بطور واضح شبیه مردمک چشم و عنبیه یک چشم غول پیکر است در حالیکه به پایین نگاه می‌کند. تئوری دیگری ادعا می‌کند که خطوط نازکا باقیمانده "معابد راه رونده" هستند جاییکه یک گروه بزرگ از عبادت کنندگان در امتداد یکی از خطوط که وقف شده برای یک ذات مقدس بوده، راه می‌رفتند. ساکنان دهکده‌های محلی می‌گویند که ساکنان قدیمی، تشریفاتی را روی این راه‌ها و اشکال انجام می‌دادند تا از خدایان تشکر کنند و ادامه داشتن باران و آب را از کوه‌های آند تضمین کنند.







    دو تصوير بالا مربوط به يك مكان است كه نقش يك اسب بسيار بزرگ را تداعي ميكند
    همچنین بر طبق یک فرضیه از مایکل ویلانت، رساناهایی از جنس طلا یا مس روی زمین کشیده شده بود. این رسانا‌ها، به عنوان آنتن‌هایی برای جمع‌آوری فرکانس‌های بسیار پایین مگنت تلوریوم که در مناطق لرزه نگار مشخص تولید می‌شود، بوده است و این، چند روز قبل از وقوع زلزله اتفاق می‌افتاد. جنجالی ترین فرضیه مطرح شده درباره این خطوط توسط اریک فون دانیکن و در کتاب ارابه‌های خدایان می‌باشد. او ادعا کرده که این خطوط در حقیقت فرودگاهی برای سفینه‌های فضایی بیگانه بوده.




    نگرانی‌های محیطی:



    مرکز ماریا ریچ یک سازمان مختص حفاظت از خطوط نازکا، آلودگی و فرسایش ناشی از جنگل‌زدایی اعلام کرده که این عوامل وجود ادامه دار این خطوط را تهدید می‌کند. این خطوط دارای عمق ۱۰ تا ۳۰ سانتیمتر هستند و می‌توانند به راحتی شسته شوند. همچنین این خطوط توانایی پایداری در مقابل باران‌های شدید را ندارند.





    برگزاري سمينار جهاني سازمان فضائي ناسا در سال 1998 در مورد معماي ناكازا



    سازمان فضائي ناسا سميناري را باحضور سرشناسترين فضانوردان , باستان شناسان , رياضيدانان و محققان بزرگ جھان در مورد راز خطوط و نقشهاي چند كيلومتري در صحراي ناكازاي پرو برگزار کردند . براي انھا بسيار مھم بود تا بفھمند که ايا نياکان ما در زمين براستي با افرادي فرازميني ملاقات داشت ه اند .؟؟ ايا براستي موجودات ھوشمند با تمدني پيشرفته در سيارات که به ARCHELOGIE ديگر وجود دارند؟



    مجله معروف و معتبر چند زبان مختلف چاپ ميشود در صفعه 138 خود در باره اين سمينار و موضوعات ان اينگونه نوشت : ھنگامي که خورشيد ميرود و تاريکي جاي انر ا ميگيرد اگر به اسمان نظر کنيم ميليونھا ستاره و سياره را ميبينيم که با تمام علم و پيشرفتمان ھنوز قطره اي از انرا نديده ايم . امروز بر زميني زندگي ميکنيم که براستي چيزي از گذشته ان نميدانيم . ھر روز که ميگذرد اينرا ميفھميم که حتا نياکانمان را نمي شناسيم .



    حال با اين دانسته ھاي اندکمان چگونه ميخواھيم از کھکشا ني حرف بزني م که در ان ذره اي بيش نيستيم . بسياري از انسانھا که بر اين کره خاکي زندگي ميکنند از ما ميپرسند ايا نياکان ما دانسته ھايشان از انسان امروز بيشتر بوده.؟ يا انکه با موجوداتي ھوشمند از سيارات ديگر ملاقات داشته ان د.؟ قرائن بسياري در دست ماست که نشان ميدھد انسان ارام ارام به تکامل رسيده و انچه که امروز براي ما باقي مانده تجربه اي است که طي ميليونھا سال به ان دست پيدا کرديم . ولينشانه ھاي ھم به روي زمين ماست که دال برملاقات موجوداتي است که بسيار متفکرتر ,ھوشمندتر و مجھزتر از انسان امروزي است." مي باشد.



    منبع:
    براي نمايش لينک ها بايد ابتدا در سايت عضو شود ، بر روي کليد عضويت کليک کنيد

    ویرایش توسط Im.LegenD : 11th September 2013 در ساعت 23:09





  12. 5 کاربر مقابل از Im.LegenD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ARN15 (12th September 2013),edenson (11th September 2013),shadowman_best (17th September 2013),shirin33 (11th September 2013),Supernatural (11th September 2013)

  13. #16


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال

    آتلانتیس

    حدود 350 سال قبل از ميلاد افلاطون در رساله اي تيمائوس (Timaeus) چنين نوشت : 12 هزار سال پيش از اين جزيره اي بوده است بزرگ با تمدني ستايش انگيز موسوم به آتلانتيس که… به اين ترتيب نام قاره آتلانتيس براي نخستين بار بر قلم افلاطون جاري شد و به زودي بر سر زبانها افتاد .

    وی در رساله ديگري به نام کور تياس (Critias) شرح بيشتري از قاره آتلانتيس و تمدن آن نوشت آتلانتها افزون بر 20 ميليون نفر بودند که در جزيره اي خوش آب و هوا به وسعت 154 هزار مايل مربع زندگي مي کردند در جنگلهاي انبوه آتلانتيس انواع جانوران بزرگ وکوچک مي زيستند و شهرهاي آباد آن با ساختمانهاي عظيم با شکل هرم درخشش نور بود و مرمر …




    مطابق گزارش افلاطون…. بر اين سرزمين اطلس حکومت مي راند که مردم او را ستون آسمان مي دانستند و در مرکز جزيره در بزرگداشت اطلس معبدي با شکوه ساخته بودند که ديوارهاي عظيم داشت و درهاي ان تزيين يافته بود از سنگها و فلزات قيمتي در زير تابش نور خورشيد همچون الماس مي درخشيد .
    افلاطون ادامه مي دهد : مقدس ترين حيوان در نزد مردمان آتلانتيس گاو نر بود که مظهر قدرت بي شمار مي رفت و به عنوان برترين هديه به پيشگاه اطلس با مراسمي شکوهمند در برابر معبد بزرگ قرباني مي شد تا فوران خون سنگهاي مرمر را رنگ آميزي کند .


    به نوشته افلاطون : در قاره آتلانتيس شهرها به شکلي هندسي و زيبا ساخته شده بودند و کانال هاي اب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعه ها و باغها را سيراب مي کردند . اساس فرهنگ و تمدن اين مردمان سعادتمند همانا برادري و صفات عالي انساني بود. اما چون قدرت ايشان روز افزون شد به تدريج شروع به دست درازي به ديگر سرزمينها کردند افلاطون ميگويد :روح احساس و کمک در انها ديگر از بين رفته بود انها اعتقاد و ايمان خود را از دست داده بودند انها با سپاهياني بي شمار قصد فتح اتن و سرزمين هاي شرق را داشتند .

    اما زئوس طوفاني بر انها نازل کرد . مجازاتي که به هيچ وجه قابل تصور نبود . افلاطون در اين باره نوشت :طوفان سبب زمين لرزه و سيل هاي بزرگي شد که به مدت يک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتي دريا جزيره آتلانتيس را به زير خود فرو برد و ناپديد گشت افلا طون ترديد داشت که هرگز نشانهاي از اين سرزمين گمشده به دست ايد .او نوشت : اقيانوس در آن نقطه به مکاني غير قابل عبور و جستجو تبديل شده است.
    به اين ترتيب و به روايت افلاطون تمدن آتلانتيس در آغاز شکوفايي نابود مي شود و سه نيروي سهمگين طبيعت يعني : اتشفشان و زلزله و طوفان با چنان شدت و خشونتي بر پيکر آتلانتيس مي تازد که تصور ان نيز لرزه بر پيکر آدمي مي اندازد . اين واقعه در سال 3500قبل از ميلاد روي مي دهد . جزيره آتلانتيس به لرزه در مي آيد ; زمين از هر سو شکاف بر مي دارد و تکه تکه مي شود . از قله هاي کوه آتش فوران مي کند و تکه هاي مذاب همچون باران مرگ بنا ها را هدف قرار مي دهد . سپس خاکستري داغ همه فضا را تيره و تار مي کند و بر سراسر جزيره فرو مي بارد تا … سرانجام چنان کند که آتلانتيس در زير پردهاي سنگين مدفون شود وبه افسانه ها بپيوندد .

    چون افلاطون در گذشت ; آتلانتيس هم از ياد ها رفت و ديگر کسي سراغ ان جزيره اسراراميز را نگرفت جز انکه نامش براي درياي آتلانتيک (واقع در ميان سه قاره افريقا اروپا وامريکا ) باقي ماند. اما جست و جو گران و دوستداران تاريخ و گذشته زمين با مطاله رساله هاي افلاطون در انديشه جزيره اي فرو مي رفتند که در ان مردمي لايق و هوشمند زندگي مي کردند و همواره پرسش اين بود که آتلانتيس در چه نقطه ا ي قرار داشته و علت واقعي نابودي ان چه بوده است ؟

    آيا چنين تمدني واقعيت داشته يا افلاطون از رويا هاي خود سخن گفته است؟ اين ترديدها از انجا قوت مي گرفت که اتلانتيس در زبان مصريان باستان به معني (جزيره بي نام) است و يونانيان باستان نيز علاقه وافري به سرزمينهاي اساطيري و داستانهاي مربوط به اسطوره ها والهه ها داشته اند . بنابراين رساله افلاطون مي بايستي درباره يک آرمانشهر در جزيره ا ي موهوم ميان درياي اساطيري باشد .
    يک فرض ديگر اين بود که افلاطون از تمدني سخن به ميان اورده که نشانه ها و چگونگي ان را از زبان دريا نوردان شنيده و خودش چيزهاي زيادي به آن افزوده است.

    یونانیهای دوره باستان بر این باور بودند که انتهای دنیا صخره عظیمی است در جایی که (ستون هرکول) قرار دارد ! و این ستون همان تخته سنگهای بس بزرگی است که در دو سوی تنگه ای بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس (تنگه جبل الطارق) واقع است . دریا نوردان کشورهای حوزه مدیترانه هرگز جرات نمی کردند از این تنگه بگذرند و خود را به دریا های آزاد و اقیانوسها برسانند; اما گاه پیش می آمد که کشتی های کوچک به دست امواج خروشان به اقیانوس اطلس کشیده می شدند و از دهانه تنگه می گذشتند . در این صورت دریانوردهایی که می توانستند خود را نجات دهند و دوباره به وطن بازگردند حکایتهای شگفت آوری از سرزمینهای سرشار از نعمت و آسایش در ان سوی ستون هرکول تعریف می کردند که بیشتر به افسانه پردازی شباهت داشت تا واقعیت ! ولی افلاطون با جمع آوری اطلاعات و مشاهدات دریانوردها اعتقاد یافته بود که در ان سوی تمدن حوزه مدیترانه تمدن دیگری در جزیره ای میان آبهای خروشان اقیانوس وجود دارد که همان آتلانتیس است .

    به گمان دانشمندان انچه افلاطون نشانی داده می تواند تمدنی باشد متعلق به دوران پارینه سنگی واقع در منطقه ای که در ان یخ بندان وجود نداشته است .
    جست و جوی دانشمندان و کنجکاوی انها برای دستیابی به سرچشمه تاریخی آتلانتیس تا امروز ادامه داشته است . انسان با تکیه بر علم واطلاعات خود می خواهد سرانجام در یابد که اتلانتیس مدفون شده به طور دقیق در چه نقطه ای قرار داشته و کجا می تواند بوده باشد .؟ آیا آتلانتیس قاره ایست تقسیم شده ؟ ایا اقلیمی است غروب کرده در مثلث برمودا ؟

    با توجه به نشانه هایی که افلا طون در رساله های خود به دست داده است چنین گمان می کنند که جزایر آ زور (Azor) باید از بقایای قاره گمشده اتلانتیس باشد . این جزایر همچون حلقه ای به همدیگر در اقیانوس اطلس قرار دارند و بر اساس شواهد و مدارک موجود در حدود 2200 سال پیش از میلاد با شراره های بر کشیده از قله یک اتشفشان سهمگین و زلزله پس از ان تکه پاره شده اند .

    اوتوهنریخ موک که مهندس اتریشی بود و علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت کتابی تحت عنوان راز آتلانتیس نوشت که شهرتی جهانی یافت و بار دیگر اتلانتیس را بر سر زبانها انداخت . انتشار این کتاب در سال 1976 بود و به اعتقاد نویسنده آن:

    جزیره آتلانتیس نه فقط وجود داشته و دستخوش یک بلای سهمگین طبیعی شده بلکه بازماندگان فاجعه آتلانتیس به سواحل امریکای جنوبی و شمالی و افریقا و اروپا افتاده و به هر سرزمینی که رسیده اند دانش خود را از شهر سازی و معماری به کار بسته اند تا بناهای عظیم و معبد های با شکوه و قصر های بزرگ مانند انچه که خود در آتلانتیس داشتند بسازند . بناهایی همچون اهرام مصر و معبدهای مایا وازتک و…
    بر اساس فرضیه هایی که موک ارایه می دهد بسیاری از تمدنهای دوره باستان از دسته دوم بوده و همگی زاییده یک تمدن مادر به نام آتلانتیس هستند !!!

    زیرا این غیر ممکن است که به طور تصادفی تمدنهای مشابهی در دورترین نقاط گیتی به وجود آید و بخصوص معبد هایی به شکل هرم در هزاران کیلو متر دور از هم ( بین النهرین و حاشیه رود نیل و سواحل قاره امریکا و…) ساخته شود . موک حتی معتقد بود که بازی پلوتا که در میان اهالی باسک (اسپانیا) رواج دارد همان بازی رایج در تمدنهای مایا و آزتک است و ریشه در فرهنگ سرخپوستان امریکای جنوبی دارد .
    به گفته موک : زلزله و طوفان هولناکی که 12 هزار سال قبل از میلاد در اقیانوس اطلس روی داد نه تنها تمدن درخشان اتلانتیس را از میان برد بلکه دامنه امواج خروشان ان همه خشکیهای زمین را در بر گرفت و چنان کرد که در کتابهای آسمانی ( توفان بزرگ ) نام گرفت و 4000 سال از ان طوفان سپری شد تا یک بار دیگر تمدنهای انسانی در اینجا وآنجای جهان جوانه بزنند .

    فرضیه های موک را دانشمندان علم زمین شناسی چنین توجیه می کنند که زلزله های شدیدی که در کف اقیانوسها رخ می دهد می توانند چنان لرزش و هیجان شدیدی در ابهای اقیانوس به وجود اورند که موجهای بسیار عظیم به پا شود و همه چیز را در ساحل به کام خود بکشد . در تابستان سال 1920 زلزله ای در منطقه شمال فرانسه (نرماندی) رخ داد که گرچه بیش از چند ثانیه طول نکشید اما تکانهای ان به اقیانوس اطلس و جزایر آزور (Azor) کشیده شد و شهر ساحلی تاپال را ویران کرد . بنابراین طوفانهای عظیم دریایی همچنان که شهرها و تمدنها را به کام خود می کشند می توانند انچه را که بلعیده اند بار دیگر از کف اقیانوس ها بالا بیاورند و در ان صورت است که ما شاهد پیدا شدن ستو نهای عظیم سنگی و دروازهای بزرگ و گنجها و… خواهیم بود .


    آیا ممکن است روزی آتلانتیس دوباره از زیر اب خارج شود و بر اثر انقلابهای دریایی بقایای تمدن درخشان اتلانتیس بر روی ان بیاید تا بتوانیم شهرها و معبدها و قصرها را مشاهده کنیم؟

    افسانه آتلانتیس شاید روزی با کشف بنای تاریخی به زمان ما پیوند بخورد و رویای دیر پای انسان سرانجام به واقعیت برسد . شاید هم اتلانتیس ارمانشهری است ساخته و پرداخته خیال .
    به هر روی اگر آتلانتیس بهشت گمشده است یا جهنم مدفون شده در اعماق اقیانوسها تا به امروز فکر ادمی را به خود مشغول داشته و فرهنگ ومشخصات ان سینه به سینه پیش امده و هنوز وهمچنان با انسان سخن می گوید .
    ولی از جذاب ترین و معروف ترین افسانه ها و رموز کره خاکی وجود تمدنی با تکنولوژی فوق بشری است که حدود 11000 سال پیش در جزیره ای بزرگ به نام آتلانتیس زندگی می کردند از آتلانتیس بارها در کتب تاریخ باستان نام برده شده اما کسی که اندیشه وجود آتلانتیس را در طی سالهای متمادی از گزند فراموشی حفظ کرد فیلسوف نامی یونانی افلاطون ( 347 سال پیش از میلاد) شاگرد تیزهوش سقراط بود وی نحقیقات زیادی در رابطه با آتلانتیس انجام داد و موفق به ایجاد نقشه مدوری از محل تقریبی آتلانتیس شد وی همیشه بر این اعتقاد استوار بود که شهر افسانه ای آتلانتیس به راستی روزی وجود داشته است . افلاطون در تحقیقان خود از منابع مختلفی از جمله منابع دریانوردی باستان و داستانهای افرادی که آتلانتیس را مشاهده کرده بودند استفاده کرد البته تحقیقات افلاطون هیچ گاه مورد اعتماد قرار نگرفت تا روزی که یک دریانورد هلندی از روی نقشه های افلاطون موفق به کشف ویرانه های شهری در زیر اقیانوس شد.


    منبع: سایت ایران نوید


    قاره گم شده آتلانتیس


    بسیاری بر این باورند که انسان بارها و بارها به اوج تکنولوژی و شکوفایی علم دست یافته و با غرور و خودبینی، خود موجبات سرنگونی از عزیز مکنت به حضیض مذلت را برای خویش بار دیگر فراهم آورده است. گواه اینان بر این مدعا شاید با ارجاع به شواهد بسیاری که از قاره غرق شده آتلانتیس در دست است ثابت شود.چنانکه منکران این برهان نیز به وجود چنین قاره ای آباد و متجدد در گذشته صحه می گذارند. سرزمینی که در آن از نیاز خبری نبود. همه شاد می زیستند و هیچ جرمی به وقوع نمی پیوست. به دیگر عبارت آرمانشهر -Utopia- یا مدینه فاضله ای که شاعران و سخنوران زیادی در تمثیلهای خویش از آن یاد کرده اند. به هر جهت شرح حادثه ای که به احتمال زیاد باعث نابودی آن دولت به ظاهر بی زوال شده در زیر می آید.






    سرزمینی بود آباد و قشنگ
    هفت رنگ این بلاد هفتاد رنگ
    مردمانش ساده بی رنگ و ریا
    بی كدورت كینه در صلح و صفا
    چشمه ها جوشان چو كوه پرگداز





    رودهایش بحر و بحرشچونفراز
    كشتزاران، … چون فلک بی انتها
    باغ و بستانی چو زر روزی فزا
    ماء زمزم بود آبش بر زمین
    آب نهرش گوی رودی از برین




    زندگیشان غرق شور و شوق و عشق
    دل بریشان شهره در هند و دمشق
    كامروا بودند من جمع الاجهات
    روزگاری بود بر وفق مراد
    بود و بود آن روزگاران اینچنین
    … تا … ناگهان …






    در سال 1628 قبل از ميلاد مسيح انفجار بسيار مهيبی حاصل از فعاليتهاي آتشفشانی كه قدرت تخريبی آن برابر با انفجار 150 بمب هيدروژنی بود روی داد و در اقيانوس حفره ای به شعاع 12 الی 15 كيلومتر و به عمق 2 كيلومتر ايجاد كرد و سرزمين آباد و متجدد آن دوران يعنی آتلانتيس را در يك آن به كام نيستی كشيد.


    صدای مهيب آن انفجار در تمام قاره های ديگر شنيده شد و بلايای حاصل از آن كه نتيجه ابر متراكمی از دود غليظ آ‌تشفشانی و گرد و غبار متراكم بود به صورت سرمای كشنده در اواسط تابستان و باران سيل آسائی كه محصولات كشاورزی و بناهای مسكونی و حتی سلطنتی را در اقصی نقاط جهان از آن جمله در چين باستان، مصر فرائنه، حكومت نو پای وايكينگها در اروپا، تمدن ايلكاها و ناسكاها در قاره امريكا، امپراطوری گسترده ساسانيان، و … ويران كرد، نمودار شد.


    دانشمندان معتقدند كه آن يك رويداد طبيعی بود، اما اوليای مذهبی عقيده دارند كه آن نتيجه گناهان كبيره مردمان آن روزگار بود. به هر حال ما بايد پند بگيريم از هر دوی اين نظرات، چرا که ما نيز انسانهايی فناپذير هستيم.








    تصویر گرفته شده از ساعت آفتابی غرق شده در دل اقیانوس

    آتلانتیس و خلسۀ ادگار کیس

    در 12 آوریل 1939 مرد 63 ساله ای در حالتی مانند خلسه از دنیای گمشده ای در گذشته سخن راند. افکارش به نظر نامربوط می آمد ولی معنی و منظورش واضح و تکان دهنده بود. او گفت:«وقتی زمین شکافته شد و قاره در آب فرو رفت مردمان آن سرزمین سوار بر ماشین پرنده آن دوران خود را به سرزمین مایاها یا یوکاتان رسانند.»


    راوی، ادگار کایس معروف به پیامبر خفته تمای مکاشفاتش را در حالت خلسه مشاهده و بیان می کرد. برای دو دهه، نهان بینمرموز، شنوندگان خود را با شرح و توصیف هایی در مورد جزیره ی افسانه ای آتلانتیس مبهوت کرد. کایس از زمان های بسیار دوری صحبت کرد و از قاره ای که قبل از آنکه اقیانوس آنرا ببلعد چنان تکنولوژی پیشرفته ای داشت که بشر تا به امروز نظیرش را به خود ندیده است. او زنان و مردانی هم دوره ی خود را نام برد که در زندگی های قبلی خود از ساکنان این قاره ی معدوم شده بودند. کایس از بازماندگان این فاجعه ی بزرگ که در حال حاظر در کره ی ارض پراکنده اند سخن می گفت. یکی از پسرانش بعدها درباره ی آتلانتیس گفت:« اینها عجیب ترین و غیرممکن ترین اطلاعاتی است که ادگار کایس در پرونده های خویش ظبط کرده.» پسر دیگر وی به نام ادگار ایوان کایس دربارهی پدرش چنین گفت:« تا زمان اثبات واقعی وجود آتلانتیس، کایس دارای مکان و مرتبه ای خاص خواهد بود. از طرفی دیگر اگر گفته های وی ثابت شود، یکی از مشهورترین باستان شناسان و تاریخ نویسان جهان خواهد شد. وقایع تاریخی آتلانتیس اگرچه باورنکردنی به نظر می آید اما در هر حال خالی از جذبه هم نیست. قاره ی گم شده ای که به میراث و تاریخ بشریت بافته و تنیده شد.

    سرزمینی که هزاران سال قبل فیلسوفان، شاعران، تاریخ نویسان و کاشفان بزرگی داشته و سوابق آن ها را افلاطون حدود 255 سال قبل از میلاد مسیح به رشته ی تحریر در آورده است. قدرت و خرد مردمان آتلانتیس نسل به نسل نقل شده. اینها به مثابه خاطره ای از بهشت است، بهشتی که اکنون در اعماق تیره ی دریا خوابیده است. جاه طلبی انسان او را به فراتر از کره زمین به ماه و سیارت دیگر کشانده، اما خاطره ی این جزیره همیشه باقی می ماند.


    آتلانتیس راز ابدی


    شاید آتلانتیس در کوه های آفریقای شمالی یا در صحرای آفریقا و یا در جزایر مالت در دریای مدیترانه یا در شهر های کارتاژ در خلیج تونس یا در جنوب غربی اسپانیا باشد. جستجو برای آتلانتیس به کشف تمدن هایی مانند تمدن های هلنی-یونانی، مایا ها و اینکاها در دنیای جدید و حتی مصر باستان منجر شده است. حتی دو قاره ی گمشده مو و لموریا را هم می توان به نوعی به آتلانتیس نسبت داد.
    نخستین کسی که به مسئله آتلانتیس پرداخت، فیلسوف بزرگ، افلاطون بود که در بین سال های 428_348 قبل از میلاد مسیح می زیست. او شاگرد سقراط حکیم بود و مکتب خود را در مدرسه ی آتن برپا کرد. فلسفه ی خود را در کتابی به صورت گفتگویی دو نفره که سقراط شخصیت اول آن است نوشته است. در جمهوری سقراط و طرف های صحبتش نظریه و فلسفه دولت آرمانی و استبداد ملایم شاهان را مطرح می کنند.

    اولین نوشته های افلاطون درباره ی آتلانتیس در سن هفتاد سالگی نوشته شد. از مهمترین شخصیت های کتاب افلاطون تیمائوس ستاره شناس است. قسمت اعظم گفتگو به نام خود اوست و به نحوی ارائه شده که درباره ی علوم طبیعی صحبت می کند، کریتیاس تاریخ نویس از فلسفه ی اداره ی حکومتی محلی سخن گفته که عینا در جمهوری آمده. بنا بر نوشته افلاطون این داستان به کریتیاس و بعد از او به راهبی مصری و از طریق او به سیAستمداری به نام سولون منتقل شده است. بنا به نظر مصریان شرایط مناسب برای استقرار جمهوری مکانی به غیر از آتن نیست. ولی 9000 سال قبل از افلاطون «آتنا» رب النوع دانایی بنیان شهری را می گذارد، شهری با مردمانی والا. بنا بر نوشته ی افلاطون آنسوی ستون های هرکول جزیره ای بزرگتر ازآفریقای شمالی و آسیای صغیر، مشابه با اندازه های دنیای افلاطون وجود داشته است. درون جزیره قدرت فوق العاده ای سربلند می کند. این قدرت همان آتلانتیس است.



    پادشاه سلطه ی خود را به مناطق دیگر از جمله مرکز مدیترانه، ایتالیا و مصر می کشاند. مردمان این سرزمین در اندیشه ی تسلط به تمام جهان بوده اند. و از همین روی به سرزمین یونان حمله می کنند، اما در جنگی سخت که در شرف پیروزی بود زمین لرزه و سیل واقع می شود و در طی یک شبانه روز تمامی سرزمین را از صحنه ی روزگار ناپدید می کند.

    این مصیبت به وسیله ی راهبی مصری روایت شده است. با وقوع این بلا قسمتی از تاریخ یونان نامعلوم مانده است. مصر به دلیل طغیان رود نیل که سالانه در زمان معینی اتفاق می افتد همیشه از چنین بلایایی مصون مانده و مصریان قادر به ثبت و پیش بینی این گونه حوادث بوده اند. اشاره به جنگ در تاریخ یونان بخش بحث انگیز و نامعلومی را برای تاریخ نویسان باقی گذاشته است. کریتیاس آتلانتیس را با تمام جزئیات نقل می کند. گزارش های وی پر از شرح معماری مهندسی و جزئیات برگزاری جشن ها است و نمی تواند تنها زائیده ی فکر و عقاید فلسفی افلاطون باشد. به طور خلاصه می توان گفت که افلاطون با مرارت و زحمت فراوان وقایع آتلانتیس را طوری به رشته ی تحریر درآورده که برای خوانندگان زمان خود باورکردنی باشد. این نوشته ها بعد از 200 سال هوز سند محکمی محسوب می شود.


    منبع:metaphysics.mihanblog.com
    ویرایش توسط Im.LegenD : 16th September 2013 در ساعت 21:13





  14. #17


    نام واقعی
    pink
    تشکر
    3,302
    تشکر شده 6,342 بار در 1,384 ارسال
    سلام خوبی امید؟
    خیلی خوشحال میشم بینینم یکی داره با نداهای درونیش کلنجار میره!
    میره سراغ ماورا و ... بهتر نیست بری سراغ چنتا منبع درست حسابی؟
    الان تنها کاری ک میکنی اینه ک نداهاتو خفه کنی یه مدت دیگه میرن پی کارشون فقط مغزت دوست داره یه چیز ماورائی ببینه و هرطوری ک هست دروغ یا راست قبولش کنه همین

    بهتر نیست غذای خوب بدی به خورد مغزت؟ راحت ترین کارش هم اینه ک کتابای پائولو کوئلیو رو بخونی تا ندای درونیت واضح تر بشه
    to dare
    to will
    to know

    and


    to keep silent

  15. کاربر مقابل از deeppink عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Im.LegenD (16th September 2013)

  16. #18


    محل سکونت
    ♫ılıll|̲̅̅●̲̅̅|̲̅̅=̲̅̅|̲̅̅●̲̅̅|llılı♫
    سن
    23
    تشکر
    12,522
    تشکر شده 22,475 بار در 3,733 ارسال
    نقل قول نوشته اصلی توسط deeppink نمایش پست ها
    سلام خوبی امید؟
    خیلی خوشحال میشم بینینم یکی داره با نداهای درونیش کلنجار میره!
    میره سراغ ماورا و ... بهتر نیست بری سراغ چنتا منبع درست حسابی؟
    الان تنها کاری ک میکنی اینه ک نداهاتو خفه کنی یه مدت دیگه میرن پی کارشون فقط مغزت دوست داره یه چیز ماورائی ببینه و هرطوری ک هست دروغ یا راست قبولش کنه همین

    بهتر نیست غذای خوب بدی به خورد مغزت؟ راحت ترین کارش هم اینه ک کتابای پائولو کوئلیو رو بخونی تا ندای درونیت واضح تر بشه

    سلام داش حقیقتش من ندا اینا حالیم نیست این تاپیک خیلی قدیمه اونقد قدیمی که نام کاربریمم یه چی دیگه بود این تاپیک از حس کودک درون بیرون اومد :دی چون کتابها ژول ورن زیاد میخوندم یه حس ماجراجویی واسم داشتن اون حس از اون موقع تا حالا مونده گفتم یه آپی هم این تاپیک بکنم وقت کتاب خوندن که نیست ولی خب بتونم سعی میکنم بخونم





  17. #19


    نام واقعی
    pink
    تشکر
    3,302
    تشکر شده 6,342 بار در 1,384 ارسال
    میگم ندا معنیش این نیست ک یه صدای میاد تو گوشت و این حرفا ای بی خرد!!!!
    همینا بهش میگن ندا همین ک تو این سن داری این کارارو میکنی
    to dare
    to will
    to know

    and


    to keep silent

  18. کاربر مقابل از deeppink عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Im.LegenD (16th September 2013)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •